تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تاريخ تفسير و مفسران ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
صحّ من ذلك قليل جدا بل اصل المرفوع منه في غالب القلّة » ؛ « 1 » روايات صحيح رسيده از پيامبر در تفسير ، كم است و روايات مرفوعه كه به ايشان نسبت داده شده ، بسيار اندك مىباشد . اين گروه براى اثبات نظريه خود به ادله‌اى تمسك كرده‌اند كه عبارتند از : 1 . طبرى ( متوفاى 310 ق ) در تفسير خود روايتى از عايشه نقل مىكند كه او گفت : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تنها چند آيه از قرآن را كه جبرئيل به او آموخته بود ، براى مردم تفسير كرده است . ؛ « 2 » 2 . خداوند مردم را به تدبر و تفكر در آيات قرآن كريم دعوت كرده تا مردم از اين راه به فهم قرآن دست يابند و نص صريحى هم در دست نيست كه وظيفه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را تفسير تمام آيات بيان كرده باشد ، و اساسا با دعوت مردم به تدبر و تفكر در آيات نيز منافات دارد . بنابراين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تنها مقدارى از آيات را تفسير كرده و بسيارى از آن را به خود مردم واگذار نموده . افزون بر آن ، تنها حدود دويست و پنجاه روايت از پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله در تبيين و تفسير آيات به دست ما رسيده است ؛ 3 . پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله برخى از صحابه ، از جمله ابن عباس را براى فراگيرى علم تفسير دعا نموده و عرضه داشت : « اللهم فقّهه في الدين و علّمه التأويل » ؛ « 3 » خدايا او را در دين فقيه و عالم به تفسير فرما . بر اين اساس آن حضرت تفسير بخشى از آيات را بر عهدهء ديگران گذاشته تا آنان قرآن را تفسير كنند و نيازى نمىديده است كه تمام قرآن از جانب خودش تفسير شود .
هامش
( التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب ، ج 1 ، ص 177 ) . وى از علماى قرن هفتم ( متوفاى 637 ق ) از آذربايجان و هم عصر فخر رازى بوده و در دمشق منصب قضاوت داشته است و همان جا فوت مىكند . ايشان مىگويد : « و ذلك متعذر الّا في آيات قلائل » . ( 1 ) . الاتقان ، ج 4 ، ص 174 ( فصل في امهات مآخذ التفسير ) ( 2 ) . جامع البيان ، ج 1 ، ص 37 ( 3 ) . احمد بن حنبل ، مسند ( شرح احمد محمد شاكر ) ، ج 4 ، ص 127