تمام مسائل - بويژه علوم الاهى و كتاب آسمانى - به على عليه السلام عنايت خاصّى داشتهاند .
دربارهء دانش آن حضرت به فهم قرآن كريم ، به روايتى از ايشان اكتفا مىكنيم مىفرمايد :
و اللّه ما نزلت آية الّا و قد علمت فيما نزلت و اين نزلت و على من نزلت انّ ربّى وهب لى قلبا عقولا و لسانا طلقا سؤلا ؛ « 1 » به خدا سوگند آيهاى نازل نشد ، مگر اينكه من مىدانستم در چه مورد و كجا و براى چه كسى نازل شده است .
خداوند به من قلبى پر از نور عقل و دانش و زبانى آزاد و پر سؤال عطا كرده است .
نكته : پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله پس از گسترش دين اسلام و تشكيل حكومت اسلامى در مدينه ، به حل مشكلات اجتماعى و حكومتى مردم مىپرداخت و فرصت چندانى نداشت كه به طور عمومى به تفسير آيات بپردازد يا عدهاى را دعوت نموده و به آنها تفسير بياموزد ؛ بلكه به طور اتفاقى اگر كسى در مجالس سؤالى مىكرد ، حضرت پاسخ مىداد و اصحاب بهره مىبردند . امام على عليه السلام مىفرمايد :
اينگونه نبود كه اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيوسته بتوانند از آن حضرت سؤال كنند ؛ بلكه اصحاب دوست داشتند يك اعرابى يا يك رهگذر غريبى يكباره سؤالى كند و حضرت پاسخ دهد و اصحاب آن را بشنوند و استفاده ببرند . « 2 »
حجم روايات تفسيرى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
دربارهء اينكه چه مقدار روايات تفسيرى از حضرت به دست ما رسيده است ، جلال الدين سيوطى در آخرين بحث الاتقان حدود دويست و پنجاه روايت صحيح و غير صحيح از ايشان نقل مىكند ؛ اما به طور كلّى اينكه چه مقدار از قرآن كريم را پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله تفسير كرده و حجم آن چقدر مىباشد ، ميان دانشمندان اسلامى و محقّقان علوم قرآنى اختلاف نظر است كه به سه ديدگاه در اين زمينه مىتوان اشاره كرد :
هامش
( 1 ) . بلاذرى ، انساب الاشراف ، ص 99 ؛ محمد هادى معرفت ، التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب ، ج 1 ، ص 215
( 2 ) . اسكافى ، المعيار و الموازنه ، ص 304 ؛ التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب ، ج 1 ، ص 175