روش تفسيرى : شيوه ايشان روايى است و رواياتى را از تفاسير مختلف با سند نقل مىكند ؛ اما براى فهم جملههاى هر آيه ، آن را توضيح لغوى و مفهومى مىدهد . در بيشتر آيات به ديدگاههاى مفسران نيز اشاره مىكند ؛ اگرچه به ندرت به آيات ديگر قرآن نيز استشهاد مىكند ؛ از جمله آيه 99 سورهء اسراء كه آيه 57 غافر را شاهد آن مىآورد . « 1 »
بغوى و اهل بيت عليهم السلام
در آياتى كه دربارهء ولايت است ( از جمله بقره ، 207 « 2 » و مائده ، 3 ) « 3 » هيچ نكتهاى دربارهء على عليه السلام نمىآورد ؛ اما در ذيل آيه
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ . . .
« 4 » جمله
. . . وَ الَّذِينَ آمَنُوا . . .
را به على عليه السلام معنا كرده كه سائلى به مسجد آمد و حضرت در حالت ركوع انگشتر را به او بخشيد . « 7 » و نيز در سوره انسان
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ . . .
اشارهاى به اهل بيت عليهم السلام ندارد ؛ تنها يك روايت نقل مىكند كه فقط على عليه السلام نان خود را كه قرض كرده بود ، سه قسمت كرد و به مسكين ، يتيم و اسيرى از مشركان - به هر يك ثلثى - داد . « 5 »
بغوى آيه مباهله را با قيل مربوط به اهل بيت خمسه عليهم السلام مىداند . در هر صورت اين گونه نقلها نشان مىدهد كه تا حدودى مىخواسته على عليه السلام را مورد توجه قرار دهد ؛ اما به ساير اهل بيت عليهم السلام توجه چندانى نداشته است .
3 . زاد المسير في علم التفسير
هامش
( 1 ) . همان ، ج 5 ، ص 138
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 238
( 3 ) . همان ، ج 3 ، ص 12 ، 13
( 4 ) . مائده ، 55
( 7 ) . معالم التنزيل ، 73
( 5 ) . همان ، ج 8 ، ص 291