بسيارى دست به نوشتن تفسير زدهاند و آثار صحابه و تابعان را گرد آوردهاند تا اينكه به طبرى و واقدى و ثعلبى و مانند ايشان مىرسد ؛ ولى منقولاتشان پر از صحيح و غير صحيح است ؛ بدين جهت اين تفاسير از گفتههاى يهوديان مسلمان شده ، پر است . . . تا آنگاه كه دوران تحقيق و بررسى مىرسد و ابو محمد ابن عطيه به تلخيص و تهذيب منقولات همت گماشت و آنچه را به صحت قرين بود بر گزيد . « 1 »
يكى از آفتهاى بزرگ داستانهاى قرآن وجود گسترده روايات اسرائيلى و خرافههاى آنها در متون روايى بود كه در واقع هر متن تفسيرى آن روزگار را در بر گرفته بود ؛ اما به سبب وجود صبعهء نقد و تحليل در اين تفسير مىتوان گفت اين تفسير از پيشگامان رهايى از خرافهها و اوهام اسرائيليات است . « 2 »
ابو حيان اندلسى ، صاحب تفسير البحر المحيط ، در مقايسهاى ميان تفسير ابن عطيه و تفسير كشاف مىگويد : كتاب ابن عطيه ، المحرّر الوجيز ، در نقل جامعتر و خالصتر ، و كتاب زمخشرى برگزيدهتر و عميقتر است . « 3 »
مقدمه اين تفسير ده باب از مباحث علوم قرآنى را در بردارد كه عبارتند از : 1 .
فضل القرآن ؛ 2 . اهميت تفسير قرآن ؛ 3 . احتياط در تفسير و مراتب مفسران كه سرآمد آنان على بن ابى طالب عليه السلام است ؛ 4 . حديث احرف سبعه ؛ 5 . جمع و تاريخ جمع قرآن ؛ 6 . الفاظ دخيل در قرآن و اعجاز ؛ 7 . ايجاز و ايفاى قرآن ؛ 8 . نامهاى قرآن ، سوره و آيه ؛ 9 . استعاذه ؛ 10 . بسمله و . . .
اين تفسير به روش روايى است ؛ اما همراه با تحليل و بررسى به قرائات ، لغت و ادبيات توجه ويژه كرده و در موارد فراوانى متذكر خطاب قرآن مىشود . در بسيارى از موارد در تفسير مىگويد : « قال القاضى ابو محمد » ( نام خودش را مىبرد . ) ايشان در تفسير خود از ائمه اطهار عليهم السلام بهرهء فراوان برده است و از امام على ، امام باقر ، امام
هامش
( 1 ) . ابن خلدون ، مقدمه تاريخ ابن خلدون ، ص 439 ، 440
( 2 ) . محمد هادى معرفت ، التفسير و المفسرون في ثوب القشيب ، ج 2 ، ص 344
( 3 ) . ابو حيان اندلسى ، البحر المحيط ، ج 1 ، ص 10