صادق ، امام سجاد و امام موسى بن جعفر عليهم السلام سخنانى نقل مىكند .
وى رواياتى را از ائمه عليهم السلام نقل مىكند و گاهى آنان را - بويژه على عليه السلام - را تاييد يا تقويت مىنمايد ؛ اما در مورد آياتى كه دربارهء فضايل ايشان است ، محافظه كارانه پيش مىرود ؛ بدين معنا كه فضايل آنان را نقل مىكند ؛ اما در ترجيح آن نظريه يا ديدگاههاى ديگر سكوت اختيار مىكند . به نمونههايى از چنين برخوردى توجه كنيد :
1 . در آيه تطهير شأن نزول را مىآورد كه دربارهء اهل بيت خمسه است و روايات آن را رأى مشهور مىداند ؛ ولى احتمال مىدهد شامل همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز بشود .
همچنين روايتام سلمه را كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وى را از اهل بيت ندانست ، نقل نموده و مسأله را مبهم رها كرده است ؛ « 1 »
2 . در آيه ولايت
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ . . .
روايات خاتم بخشى امام على عليه السلام در حالت ركوع را نقل كرده و مىگويد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز اين آيه را كه در شأن على بن ابى طالب نازل شد ، براى مردم خواند ؛ ولى او با سكوت و بدون ترجيح اين ديدگاه ، از كنار آن مىگذرد . « 2 »
5 . تفسير القرآن
سمعانى ، مولف اين تفسير ، مفتى مذهب شافعيه در قرن پنجم و از متعصبان اهل سنت و از طرفداران سلف است . « 3 » اين تفسير كه به اسلوب ترتيبى ، مباحث بسيار ساده را مطرح كرده . گاهى قرائتهاى مختلف در آيه را ذكر مىكند ؛ ولى روش ايشان
هامش
( 1 ) . المحرر الوجيز ، ج 4 ، ص 384
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 208 ، 209
( 3 ) . ر . ك : تفسير القرآن ، ج 1 ، ص 13 .