آمده و او را از راويان صحاح سته بر شمردهاند . « 1 » همچنين در سند روايات شيعه از جمله در فروع كافى ، ج 6 ، ص 415 ؛ بحار الانوار ، ج 2 ، ص 299 ، حديث 27 و ج 3 ، ص 8 ، حديث 19 و . . . آمده است . ابن نديم كتاب تفسيرى براى وى بيان مىكند . « 2 »
اهل سنت او را ثقه در روايات و از بزرگان تابعان معرفى كردهاند . ذهبى مىنويسد : احمد بن حنبل ، ابو زرعه ، ابو حاتم و نسايى وى را ثقه دانستهاند ، و گواهى اين چهار شخصيت علمى ، دليلى قوى بر وثاقت و عدالت وى مىباشد ؛ همانطور كه مؤلفان صحاح سته او را ستودهاند . « 3 »
ايشان ملقّب به مولى عمر بن خطاب « 4 » مىباشد ( و در برخى منابع مولى عمر آمده است ) . « 5 » مولى به معانى مختلفى ، از جمله عبد ، مالك ، ملازم و صاحب و غير آن به كار مىرود ؛ ولى هيچ يك از معانى مطرح شده با زمان زيد ( متوفاى 136 ق ) و وفات عمر ( سال 23 ق ) ، « 6 » هماهنگى ندارد . وى نه مىتواند عبد عمر باشد ، نه ملازم و همراه او ؛ بدين جهت برخى از علماى شيعه اين را بعيد دانستهاند . « 7 »
شيخ طوسى در رجال خود او را از اصحاب امام صادق عليه السلام دانسته ، سپس مىنويسد : « و فيه نظر » . « 8 » همچنين وى را از اصحاب امام سجاد عليه السلام به شمار آورده و از او با تعبير شيخ ياد مىكند كه نشان مىدهد با امام سجاد عليه السلام همنشين بوده است . « 9 »
آيت اللّه خويى نيز او را از اصحاب امام سجاد عليه السلام مىداند ، سپس مىنويسد : « و عدّه
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب ، ج 3 ، ص 342 .
( 2 ) . الفهرست ، ص 36 .
( 3 ) . التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 126 .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . تهذيب التهذيب ، ج 2 ، ص 54 ؛ ر . ك : علامه سيد محسن امين ، اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 448 .
( 6 ) . همان .
( 7 ) . سيد ابو القاسم خويى ، معجم رجال الحديث ، ج 7 ، ص 335 .
( 8 ) . محمد بن حسن طوسى ، رجال الطوسى ، تحقيق جواد قيومى ، ص 207 .
( 9 ) . همان ، ص 114 . ايشان مىنويسد : زيد بن اسلم العدوى مولاهم المدنى مولى عمر بن الخطاب تابعى ، كان « يجالسه كثيرا » ( رقم [ 1130 ] 5 ) .