تابعان را نيز در تفاسيرشان جاى داده و در تفسير قرآن . از آن بهره گرفتهاند .
اعتراف ياد شده از زرقانى ، در گفتههاى برخى ديگر از پيشوايان تفسيرى و نام آشناى اهل سنت نيز ديده مىشود . چنان كه ابن تيميّه نيز در فصلى با عنوان « فى أحسن طرق التّفسير » « 1 » كه به بيان بهترين روشهاى تفسير قرآن ، از ديدگاه خود پرداخته ، به ترتيب از خود قرآن ، سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و سخنان تفسيرى صحابه و تابعان ، به عنوان بهترين منابع تفسيرى ياد مىكند و برايناساس ، نخستين و مستحكمترين روش تفسير را تفسير قرآن به قرآن ، سپس تفسير قرآن به سنّت و پس از آن ، تفسير قرآن به گفتههاى صحابه مىشمارد ، زيرا از نظر او ، صحابه ، برخوردار از ويژگيهايى هستند ، مانند ؛ حضور در عصر نزول و درك آن ، آگاهى از شرايط نزول ، نيروى درك و فهم كامل و آگاهى صحيح ، كه اين ويژگيها مايهء امتياز و برترى آنان بر ديگران شده و تفسيرشان مستحكمتر به نظر مىآيد . وى در بخش پايانى اين گفتارش مىگويد :
« اذا لم تجد التّفسير فى القرآن و لا فى السنّة و لا وجدته عن الصّحابه فقد رجع كثير من الأئمّه فى ذلك الى اقوال التّابعين » « 2 »
اين سخن او نيز گواه و اعتراف ديگرى است بر آنكه ، گفتههاى تفسيرى تابعان ، عملا بخشى از تفاسير مأثور آنان را به خود اختصاص داده و در شمار آن قرار گرفته ، چه اين كه مىگويد : « در فرض عدم دستيابى به تفسير ، در قرآن ، سنّت و سخنان صحابه ، بسيارى از پيشوايان و امامان تفسير ، دراينباره به گفتههاى تابعان مراجعه نمودهاند » .
بنابراين ، نتيجه مىگيريم كه تفسير مأثور يا روايات تفسيرى نزد اهل سنّت ، شامل گفتارهاى تفسيرى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم صحابه و تابعان ، مىباشد .
اكنون ، چنانچه سخن جلال الدّين سيوطى را دربارهء تعداد روايات تفسيرى قابل اعتماد از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در نظر آوريم كه مىگويد : « الّذى صحّ من ذلك ، قليل جدّا ، بل انّ الأصل
هامش
( 1 ) . تقى الدّين احمد بن عبد الحليم ابن تيميّه ، مقدّمة فى اصول التفسير ، چاپ نخست ، كويت ، دار القرآن الكريم ، تحقيق ، دكتر عدنان زرزور ، ص 93 تا ص 102 .
( 2 ) . همان ، ص 102 .