صحيح مىباشد اندك است . بنابراين ، مىتوان ميان دو ديدگاه گذشته به نكتهء اشتراكى رسيد و آن اين كه كارآمدترين روش در ارزيابى روايات تفسيرى ، سنجش متنى و محتوايى است .
نكته سوّم : طرفداران هر دو ديدگاه ، در مقام عمل ، توجّه ويژهاى به روايات تفسيرى ، در تفسير قرآن دارند ، زيرا ، شيخ طوسى رحمه اللّه كه قائل به عدم وقوع تعبّد در اين روايات بود ، خود در سراسر تفسيرش بدان توجّه دارد و با استفاده از آن ، نكات تفسيرى فراوانى را بازگو مىكند . و البتّه ، آنچه كه ايشان گفتند و روايات تفسيرى غير قطعى و گمانآور را به عنوان مراد احتمالى آيه دانستند ، به نظر مىآيد ، چنانچه روايات تفسيرى پس از ارزيابى محتوايى ، منافاتى با معارف قرآن نداشته باشد ، بتوان آن را در مرحلهاى فراتر از احتمال دانست .
همچنين ، در تفسير علّامه رحمه اللّه نيز توجّه خاصّى به روايات شده است ، چه اينكه در پايان هر بخش از تفسير يك يا چند آيه ، با اصطلاح « بحث روايى » بابى را مىگشايد ، و مجموعهاى از روايات مربوط به آيات را گردآورى و سپس بررسى و تحليل و نقد مىكند .
و البتّه در موارد زيادى ، به كمك اين روايات ، نكات تفسيرى مناسبى استخراج مىكند ، گرچه بخش زيادترى از آن را از باب جرى و تطبيق يا بيان مصداق دانسته است ، كه بررسى اين مساله را در بحث روشهاى تفسيرى پى مىگيريم .
2 - 2 - 7 - اهل تسنّن و روايات تفسيرى
پس از بررسى چگونگى جايگاه روايات تفسيرى از منظر شيعه ، شايسته است نگاهى به ديدگاه عامّه ، دراينباره داشته باشيم .
اصطلاح « روايات تفسيرى » يا « تفسير مأثور » ، نزد اهل سنّت ، بر آن بخش از سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و سخنان صحابة يا تابعان گفته مىشود كه در راستاى تبيين و توضيح مراد خداوند از آيات قرآن ، از آنان به جاى مانده ، چنان كه عبد العظيم زرقانى ، قرآنپژوه نامآشناى اهل تسنّن دراينباره مىنويسد :
« التّفسير المأثور ، هو ما جاء فى القرآن أو السنّة أو كلام الصّحابه ، بيانا لمراد اللّه تعالى من