اشكال بر حجيّت خبر واحد در تفسير وجود ندارد ، چه دليل حجّيت آن بناء عقلاء باشد يا ادلّهء شرعيّه » .
تا كنون ديدگاه شمارى از قائلان به امكان اعتبار روايت غير قطعى و گمانآور در تفسير را جستجو نموديم و ديديم كه برخى از آنان ، مانند ، آية اللّه خويى رحمه اللّه و فاضل ، افزون بر امكان آن ، چنين امرى را واقع و ثابت مىدانند .
اكنون ، در ادامهء اين گفتار ، ديدگاه دو تن از قرآن پژوهان و مفسّران بنام و ارزنده ، يعنى علّامهء بزرگ ، طباطبائى رحمه اللّه و استاد محترم ، آية اللّه معرفت ، حفظه اللّه ، را دنبال خواهيم كرد ، تا ببينيم اين دو مفسّر گرانقدر ، به رغم آنكه امكان تعبّد به پذيرش روايت گمانآور در عرصهء تفسير را نفى مىكنند ، با انبوه روايات تفسيرى گمانآور چه مىكنند و چه راهكارى را براى بهرهگيرى از اين روايات در تفسير ارائه مىنمايند .
ديدگاه باورمندان به عدم امكان حجّيت روايت گمانآور در تفسير
2 - 2 - 4 - اعتبار روايت تفسيرى در باور علّامه طباطبائى رحمه اللّه
مفسّر وارسته ، نوانديش و نوآور جهان تشيّع ، كه به حق ، تفسير ارزشمندش از افتخارات شيعه و جهان اسلام در عصر حاضر بشمار مىآيد ، در باب چگونگى ارزش روايات تفسيرى ، نوع پيوند آن با قرآن و نحوهء كارايى و كارآمدى آن در تفسير ، تحليل ويژهاى دارد كه حاوى نكتههايى تازه و در خور تعمّق و تأمّل است .
به طور كلّى ، محورهاى اصلى ديدگاه ايشان دربارهء ملاك و معيار ارزشگذارى و اعتبار روايات تفسيرى را مىتوان در دو زمينهء سند و متن ، قرار داد كه توضيح آن را درپيشرو داريم .
الف - ارزشگذارى سندى روايات تفسيرى :
در باور ايشان ، ملاك پذيرش يا عدم پذيرش روايت ، در فقه و فروع دين با تفسير و اصول دين يكسان نيست و در اين جهت فرق اساسى و ريشهاى بين اين دو باب نهفته است . ايشان در پاسخ به سخن رشيد رضا ، از مفسّران معاصر اهل سنّت ، كه ملاك پذيرش روايت در تفسير را با فقه يكسان پنداشته مىنويسد :
« و امّا ما ذكره من أنه يشترط فى قبول الرواية أن تكون منقولة بالتّواتر عن المعصوم أو