قرآن به روايت ، در نگاه نخست ، امر شگفتآورى به نظر آيد و تأمّلبرانگيز باشد ، شايسته است ، بخشهاى مختلف و جوانب ديگر ديدگاه ايشان مورد توجّه قرار گيرد و در پايان به جمعبندى آن پرداخته شود . از طرفى ، با توجّه به طولانى بودن و تا حدّى پراكنده بودن ديدگاه ايشان در لابلاى تفسيرشان ، نگارنده به گردآورى آن اقدام نمود كه با چينش منطقى آن ، حاصل سخن را تقديم مىكند .
بطور كلّى ، براى اثبات عدم وابستگى قرآن به سنّت دو نكتهء مورد توجّه و يادكرد علّامه رحمه اللّه قرار گرفته .
نكته اوّل : بىنيازى قرآن از غير خود در دلالت : نخستين سخن ايشان در بيان عدم وابستگى فهم قرآن به غير ، استناد به آياتى است كه نشان از استقلال و عدم وابستگى قرآن در دلالت خود دارد ، دراينباره مىنويسد :
« انّ الآيات الّتى تدعو النّاس عامّة ، من كافر او مؤمن ، ممّن شاهد عصر النزول او غاب عنه ، الى تعقّل القرآن و تأملّه و التدبر فيه و خاصّة قوله تعالى
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
« 1 » تدلّ دلالة واضحة على أنّ المعارف القرآنيّة يمكن ان ينالها الباحث بالتدبّر و البحث » « 2 »
« آن دسته آياتى كه عموم مردم ، از جمله ؛ كافران ، مؤمنان ، حاضران عصر نزول و نسلهاى پس از آنان را به تدبّر و انديشيدن در قرآن فرامىخواند ، به ويژه آيهء شريفه « آيا در قرآن انديشه نمىكنند ، چه اين كه اگر از سوى غير خداوند مىبود هر آينه اختلاف و سازگارى فراوانى در آن مىيافتند » ، به روشنى بر اين حقيقت دلالت دارد كه انسان جستجوگر و صاحب انديشه مىتواند از راه انديشيدن و جستجو ، به معارف قرآن دست يابد » .
وى همچنين مىنويسد : « قرآن مجيد ، كه از سنخ كلام است ، مانند ساير كلامهاى معمولى از معناى مراد خود كشف مىكند و هرگز در دلالت خود گنگ نيست و از خارج نيز دليلى وجود ندارد كه مراد تحت اللّفظى قرآن جز آن است كه از لفظ عربيش فهميده
هامش
( 1 ) . نساء ، 4 / 83 .
( 2 ) . پيشين ، ص 25 .