تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آسيب شناسى و روش شناسى تفسير معصومان ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
سازد ، زيرا با تعبّد شرعى ، غير يقين به يقين مبدّل نمىشود » . تا اينجاى سخن ، چكيدهء كلام علّامه رحمه اللّه در باب چگونگى اعتبار روايات تفسيرى ، آن شد كه ، اين‌گونه روايات تنها در فرض تواتر و قطع‌آور بودن معتبرند در غير اين صورت نمىتوان آنها را حجّت شمرد و بدان اعتماد كرد . چنين مىتوان گفت كه ، چنانچه به اين مقدار از سخن علّامه رحمه اللّه بسنده شود نتيجه‌اش آن خواهد شد كه با ملاحظهء اندك بودن شمار روايات تفسيرى قطع‌آور و ناچيز بودن آن در برابر انبوه روايات غير قطع‌آور ، بخش زيادى از آن كنار گذاشته شود و به كار تفسير نيايد ، زيرا ، بر اساس ديدگاه ايشان ، روايات تفسيرى گمان‌آور را نمىتوان با روايات فقهى سنجيد و به تعبّد بدان رأى داد ، پس ، از درجهء اعتبار ساقط مىشود در حالى كه واقع امر به گونهء ديگرى است ، چه اين كه پذيرش انزواى اين همه روايت و ناديده گرفتن آن امر دشوارى است . ازهمين‌رو ، با تحليل و تبيين ويژه‌اى كه وى از نوع كارآمدى روايات تفسيرى در تفسير قرآن ارائه مىدهد ، سودمند بودن و به كار آمدن آن را در امر تفسير ثابت مىكند . اكنون در ادامهء بحث به بررسى اين تحليل مىپردازيم .

ب - ميزان و نوع كارآمدى روايات تفسيرى در تفسير

بطور كلّى ، در باور علّامه رحمه اللّه بيشترين نقش و كارايى روايات تفسيرى ، پيش از آنكه به اصل تفسير بازگردد ، به روش تفسير و شيوهء برداشت از قرآن بازمىگردد و در اين روايات ، بايد سراغ روش تفسير را گرفت نه خود تفسير را ، به ديگر سخن ، بايد گفت ، روايات تفسيرى ، پيش از آنكه نقش تفسيرى داشته باشد ، نقش آموزشى و تربيتى دارد چه اين كه بررسى و مطالعهء عميق آن ، راه درست تفسير و برداشت از قرآن را به مفسّر نشان مىدهد . شايد اين سخن علّامه رحمه اللّه برآمده از اين نكته باشد كه ، ايشان اساسا تفسير قرآن به غير قرآن ، و از جمله تفسير قرآن به سنّت و روايت را ناروا مىداند زيرا به نظر او ، تفسير قرآن به غير قرآن ، و از جمله ، تفسير آن به روايت ، به معناى وابسته شدن قرآن به غير خود در تبيين مفاهيم و تفسير آيات خود است و اين امر ، با توجّه به اين كه ، قرآن خود نور و بيان و تبيان هر چيز است ناسازگار مىباشد . بنابراين ، از آنجا كه اين امكان وجود دارد كه مدّعاى علّامه رحمه اللّه يعنى ، ناروا بودن تفسير
آسيب شناسى و روش شناسى تفسير معصومان ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 51 | على اكبر رستمى