سنجش آن بافقه ، ديدگاه خود را در چند مرحله به شرح ذيل آشكار مىسازد .
مرحله نخست : در اين مرحله يادآور مىشود كه رواياتى كه از سند و طريقى قطعى برخوردار باشد ، در حجيّت و اعتبار آن تريدى وجود ندارد و در برابر آن ، روايتى كه دچار ضعف باشد و شروط ويژهء اعتبار را به همراه نداشته باشد ، بىگمان ، معتبر نخواهد بود ، چنان كه مىنويسد :
« لا شبهة فى ثبوت قولهم اذا دلّ عليه طريق قطعى لا شك فيه ، كما أنّه لا شبهه فى عدم ثبوته اذا دلّ عليه خبر ضعيف غير جامع شرايط الحجيّة » « 1 »
مرحله دوم : در اين مرحله ، به اختلاف موجود در اعتبار و عدم اعتبار خبر ثقه در تفسير اشاره مىكند ، سخن قائلين به عدم اعتبار را با دليلشان نقل كرده و به بررسى و نقد آن پرداخته و در نهايت به عدم وجود تفاوت ميان حجيت خبر ثقه در فقه و تفسير اشاره مىكند ، اكنون به توضيح موارد ياد شده مىپردازيم :
در آغاز مىنويسد : آنچه ميان عالمان دينى مورد نفى و اثبات قرار گرفته و دربارهء آن اختلاف ديدگاه ديده مىشود ، روايات گمانآورى است كه دليل قطعى بر حجيّت آن وجود دارد ، مانند خبر واحد ثقه ، كه هر چند گمانآور است ، ولى دليلى قرآنى بر اعتبار آن وجود دارد .
« و هل يثبت ( قول المعصوم عليهم السّلام ) بطريق ظنى دلّ على اعتباره دليل قطعى ؟ فيه كلام بين الأعلام » « 2 »
سپس ، ديدگاه كسانى كه خبر واحد ثقه را در تفسير حجت ندانسته به همراه دليلشان در قالب اشكال چنين مىآورد :
« بسا چنين اشكال شود كه ، معنى و مفهوم حجيّت خبر واحد يا هر دليل گمانآور ديگرى آن است كه ، مكلّف در فرض ناآگاهى از حكم واقعى ، آن را به منزله قطع قرار داده
هامش
( 1 ) . سيد ابو القاسم خويى رحمه اللّه ، البيان فى تفسير القرآن ، چاپ سوم ، قم مؤسسه انتشاراتى ثقلين ، 1418 ق ، ص 397 تا ص 400 .
( 2 ) . همان .