« ابو حنيفه ، شافعى و احمد بن حنبل ، سه تن از پيشوايان فقهى اهل تسنّن ، خبرى را صحيح مىدانند كه ، واجد شرايط روايت صحيح باشد ، در اين ميان ، ابو حنيفه افزون بر عدالت راوى و حصول اعتماد به وى ، هماهنگى عمل او با روايتش را نيز شرط اعتبار آن قرار داده ولى نظر مالك آن است كه شرط پذيرش خبر واحد ، عدم مخالفت آن با عمل اهل مدينه است . » « 1 »
اكنون ، پس از روشن شدن چگونگى اعتبار روايت غير قطعى در حوزهء فقه ، به بررسى اين امر در حوزهء تفسير مىپردازيم :
2 - 2 - ارزش روايت در تفسير از ديدگاه شيعه
در بحث پيشين ، چگونگى اعتبار روايت در فقه ، كه به عمل مكلفان ناظر است و بر احكام آن آثار عملى بار مىشود ، آشكار شد و اين نكته حاصل شد كه ، عامّه و خاصّه بر امكان عقلى تعبّد به خبر واحد و وقوع شرعى آن اتّفاق نظر دارند گرچه ، حجيّت و اعتبار آن را مشروط به فراهم بودن شروطى ويژه مىدانند .
اكنون به پرسشى كه در آغاز اين بخش مطرح شد باز مىگرديم و آن اين كه ، با توجه به اين حقيقت كه اكثر روايات تفسيرى از نوع قطعآور نمىباشد ، بلكه حداكثر مفيد گمان است ، آيا امكان تعبّد به اين روايات بسان روايات فقهى وجود دارد و چنين امرى صورت گرفته است يا خير ؟ و نيز با توجه به اين امر كه بخش زيادى از روايات تفسيرى فاقد سند صحيح مىباشد و به طور طبيعى ، حتى در فرض امكان و وقوع تعبّد به آن ، شروط اعتبار و حجيّت را دارا نخواهد بود آيا راهكار ديگرى براى استفاده از آن وجود دارد يا آن كه هيچگونه كارايى از اين روايات مورد انتظار نمىباشد ؟
در پاسخ به پرسش نخست بايد گفت ، اجمالا دو ديدگاه ميان عالمان شيعه دربارهء امكان يا عدم امكان تعبّد به روايت در حوزه تفسير ديده مىشود . شيخ طوسى رحمه اللّه از متقدّمان و آية اللّه خوئى رحمه اللّه و فاضل لنكرانى ، از فقيهان و مفسّران معاصر ، در شمار قائلان به امكان تعبّد به خبر غير قطعى در حوزه تفسير هستند و علامه طباطبايى رحمه اللّه و آية اللّه معرفت ،
هامش
( 1 ) . اصول الفقه ، پيشين ، ص 19 .