نمىداند بلكه تنها حكم به جواز آن مىدهد ، چنان كه مىنويسد :
« . . . و ليس فى السّمع دليل على وجوب العمل بخبر الواحد - على ما يذهبون اليه - لانّ جميع ما يدّعون دليلا ليس فى شىء منه دليل على وجه » « 1 »
با توجه به آنچه گذشت و اينكه در باور اين مفسّر گرانقدر ، گرچه امكان تعبّد به خبر واحد در غير فقه نيز وجود دارد ولى چنين امرى صورت نگرفته است ، نظر ايشان را دربارهء چگونگى كارايى و استفاده از روايات تفسيرى غير قطعآور در بخشى مقدّمهء تفسير ارزشمندشان مىتوان يافت . در اينباره مىنويسد :
« اگر روايت تفسيرى ، قطعآور باشد يا همراه قرائن قطعى باشد ، مىتواند آيه قرآن را تفسير كند و چنانچه روايتى تفسيرى ، گمانآور باشد ، مانند خبر واحد غير قطعى ، اين روايت را به عنوان مراد احتمالى آيه مىتوان دانست ، ليكن نمىتوان آن را تفسير واقعى آيه به شمار آورد . » « 2 »
به هر حال ، حاصل ديدگاه اين مفسّر بزرگ در بحث چگونگى اعتبار روايت تفسيرى گمانآور ، در سه امر ذيل ، خلاصه مىشود :
1 - امكان تعبّد به پذيرش خبر واحد در اصول دين ( كه شامل تفسير نيز مىشود ) مانند فروع دين وجود دارد .
2 - با وجود امكان تعبّد ، هيچگونه تعبّدى در تفسير و اصول دين صورت نگرفته است .
3 - روايات تفسيرى گمانآور تنها مىتواند به عنوان مراد احتمالى آيه مورد نظر قرار گيرد و نمىتوان آن را مراد قطعى دانست .
2 - 2 - 2 - اعتبار روايات تفسيرى از نگاه آية اللّه خوئى رحمه اللّه
مؤلّف كتاب گرانسنگ « البيان » ، پس از آنكه سخنان مستند معصومان عليهم السّلام را يكى از مدارك و منابع مهم تفسيرى مىشمارد ، در مقام بيان چگونگى اعتبار روايات در تفسير و
هامش
( 1 ) . همان ، ص 100 .
( 2 ) . شيخ طوسى ، التّبيان فى تفسير القرآن ، بيروت ، دار احياء التراث العربى ، ج 1 ، ص 8 . « و امّا طريقة الاحاد من الروايات الشارده و الألفاظ النّادرة فإنّه لا يقطع بذلك و لا يجعل شاهدا على كتاب اللّه و ينبغى أن يتوقف و يذكر ما يحتمله و لا يقطع على المراد منه بعينه »