دنبال آن ، يقين به اتّفاق نظر آنان دراينباره حاصل خواهد شد و اين يقين برآمده از اجماع محصّل ، كاشف از رضايت و تأييد معصوم عليه السّلام بر حكم حجيّت خبر واحد ، يا كاشف از وجود نصّ و دليل معتبر دراينباره است » .
ايشان در ادامه ، مخالفت سيد مرتضى رحمه اللّه و شمارى از موافقان نظر وى را به دلايل زير بىاهميّت دانسته و مىنويسد :
الف - آنگونه كه شيخ طوسى رحمه اللّه نيز اشاره كرده ، مخالفان ياد شده « معلوم النّسب » و شناخته شده هستند ، ازاينرو ، مخالفت آنان آسيبى به اجماع نمىرساند ، چه اين كه مخالفت مخالفان اجماع تنها در فرض ناشناخته بودن آنان ، به دليل احتمال حضور معصوم در ميان آنان ، مخلّ به اجماع است .
ب - آنگونه كه علّامه رحمه اللّه در نهايه يادآور شده ، مخالفت مخالفان با اجماع ، با فرض پذيرش درستى انتساب مخالفت ، به دليل شبههاى بوده است كه برايشان پيش آمده بود و مبناى روشنى نداشته است .
ج - بر اساس اجماع حدسى ، كه روش اصوليان متأخّر در تقرير اجماع است ، در تحقق اجماع ، اتّفاق نظر همهء عالمان شرط نيست ، با اين وجود ، مخالفت شمار ياد شده خللى در تحقق اجماع ايجاد نمىكند .
شيخ رحمه اللّه پس از توضيح چگونگى اجماع محصّل ، اجماعات منقول در اعتبار خبر واحد را مورد توجه قرار داده و آن را روش و طريق دوم تحقق اجماع دراينباره شمرده و از جمله كسانى كه نقل اجماع كردهاند ، شيخ طوسى « 1 » ، ابن طاووس « 2 » ، علامه حلى « 3 » ، علامه مجلسى « 4 » ، نجاشى « 5 » و ابن ادريس « 6 » و شمارى ديگر را نام مىبرد . اكنون براى نمونه ، سخن
هامش
( 1 ) . همان ، ص 145 .
( 2 ) . همان ، ص 156 .
( 3 ) . همان ، ص 157 .
( 4 ) . همان ، ص 157 .
( 5 ) . همان ، ص 159 .
( 6 ) . همان ، ص 159 .