ج - هفت نكته در جملهء « لا تعلّموهم فانّهم أعلم منكم »
ايشان پس از آن كه جمله « فانظروا كيف تخلفونى فيهما » « 1 » و جملهء « أذكّركم اللّه فى أهل بيتى . . . » « 2 » را توضيح مىدهد ، سپس در آخرين صفحهها از اين تحقيق عميق خويش ، به بيان نكتههاى برداشتى از عبارت « لا تعلّموهم فإنّهم أعلم منكم » پرداخته و هفت نكتهء ارزشمند را به شرح ذيل ، بازگو مىكند . « 3 »
نكتهء اول : وجوب تعلّم و يادگيرى از عترت به منظور مصونيّت از گمراهى .
نكتهء دوم : گستردگى احاطه و تسلّط عترت عليهم السّلام بر احكام الهى ، زيرا اگر چنين نبود ، دستور اكيد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به يادگيرى از آنان ، توجيه درستى نمىداشت .
نكتهء سوم : ناآگاهى غير عترت از همه تكاليف شرعى كه اين امر سبب مىشود تا در پرسش و يادگيرى از آنان ، نگرانى و بيم گمراهى برود .
نكتهء چهارم : تسلّط نداشتن غير عترت ، در فهم احكام و بيرون كشيدن آن از قرآن ، زيرا اگر آنان نيز توان آن را مىداشتند ، وجهى براى لزوم ارجاع به اهل بيت عليهم السّلام و يادگيرى از عترت ديده نمىشد .
نكتهء پنجم : ردّ صلاحيّت غير اهل بيت عليهم السّلام در امر تعليم و آموزش دين و حقايق آن .
نكتهء ششم : تحريم ارجاع به غير اهل بيت عليهم السّلام در فراگيرى دين ، دو نكتهء اخير از جملهء « و لا تعلّموهم » و تعليل « فانّهم أعلم منكم » بدست مىآيد .
نكتهء هفتم : تصريح بر اعلميّت عترت عليهم السّلام از امّت ، در همهء علوم و معارف دينى و غير دينى ، كه حذف متعلق « أعلم منكم » نشانگر اين نكته است .
حاصل سخن آن كه با ملاحظهء چند گفتار ياد شده از عالمان بزرگ جهان اسلام ، ابعاد گوناگون پيوند ژرف عترت عليهم السّلام با قرآن آشكارتر شده و ضرورت بازكاوى گفتههاى تفسيرى آنان را بسان ساير آثارشان روشن مىسازد . اكنون پايان اين بخش را به سخنى از على عليه السّلام در
هامش
( 1 ) . همان ، ص 79 .
( 2 ) . همان ، ص 80 .
( 3 ) . همان ، ص 82 .