شريفه
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ
« 1 » مىباشد . ايشان نخست دربارهء دلالت ظاهر آيه مىنويسد :
« ظاهر آيه به روشنى دلالت دارد بر اينكه ، نعمت فراهم بودن وسائل زندگى و تداوم حيات ، همه و همه در گرو ارادهء پروردگار متعال و هماهنگ با تدبير گستردهء او مىباشد كه تدبير او همهء موجودات را در دارد » . « 2 »
سپس در توضيح باطن آيه مىنويسد :
« در ارتباط با اين آيه ، روايتى از امام باقر عليه السّلام وجود دارد كه بيانگر باطن آيه است و دلالت فحوايى و عام آن را مىرساند ، در آن روايت امام عليه السّلام « ماء معين » را به « امام » تعبير كرده و در بيان معناى آيه فرموده : [ اذا فقدتم ماءكم فلم تروه فماذا تصنعون ]
« اگر امامتان از ديدهها پنهان شد و او را نديديد چه خواهيد كرد ؟ » .
سپس در چگونگى پيوند ميان معناى باطنى با معناى ظاهرى آيه مىفزايد :
« همانگونه كه آب ، اصل و اساس حيات مادى و نخستين عامل امكان زندگى بر روى زمين است ، علم نافع و دانش دين نيز پايهء امكان حيات معنوى است كه سعادت وجود و جاودانه ماندن را در پى خواهد داشت و بدينسان ، آنچه پس از كنار گزاردن خصوصيات مادّى و طبيعى آن باقى مىماند اصل « حيات » است و اين حقيقت ، مفهومى است عام و فراگير كه حيات مادّى و معنوى را شامل مىشود » . « 3 »
چنان كه ملاحظه مىكنيد ، استاد ارجمند ، روايت فوق را ، كه در آن « ماء معين » بر امام يا علم امام تطبيق شده بود ، نمونهاى از باطن قرآن ، به معنايى كه خود آن را ، مفاهيم عام يا پيامهاى كلى دانست به شمار مىآورد ، ولى علّامه رحمه اللّه ، پس از تفسير همين آيه ، با اشاره به روايات مشابهى كه در آن « ماء معين » بر « ولايت على عليه السّلام » منطبق شده ، اين روايات را از نوع « جرى و تطبيق » به شمار آورده و مىنويسد :
هامش
( 1 ) . ملك : 67 / 30 .
( 2 ) . التفسير و المفسرون ، پيشين ، ج 1 ، ص 26 .
( 3 ) . همان ، ص 26 و 27 .