داده شده است .
واژهء « ميزان » كه در آيه آمده است نام ابزارى است شناخته شده كه داراى دو كفّه است و در اندازهگيرى و وزن اشياء مورد استفاده قرار مىگيرد ، حال چنانچه اين واژه را از قرينههاى وضع و ويژگىهايى كه سبب أنس ذهن با نوع خاصّى از آن شده است جدا سازيم ، آنچه به عنوان مفهوم و معناى كلّى « ميزان » باقى مىماند آن است كه اين واژه را بر هر وسيلهء سنجش ، چه مادّى و چه معنوى ، مىتوان اطلاق كرد و به اين شكل معناى روايتى كه در آن امام صادق عليه السّلام از ميزان به « امام عادلى كه به عدل حكم مىكند » ياد كرده است آشكار مىشود ، زيرا امام عادل نيز ميزانى براى سنجش و اندازهگيرى هدايت و گمراهى است و به مردم دستور داده شده به داورىها و نظرات وى احترام گذارند و آن را ميزان شناخت حق قرار دهند ، لذا اين گفتار امام عليه السّلام در نظر استاد ، از موارد معناى باطنى آيه است .
ضابطهء دوم ، بكارگيرى دقت لازم در القاء خصوصيات و جداسازى آيه از جزئيات مورد نزول به منظور دستيابى به مفهوم خالص و عام آيه :
بنابر تعبير ايشان ، آنچه در علم منطق از آن به « سبر و تقسيم » ياد مىشود و در علم اصول به آن « تنقيح مناط » گفته مىشود ، ضابطهاى است مهم براى دستيابى به معناى باطنى آيات ، اين امر نيز در مثال ياد شده مورد توجه قرار گرفت و ديديم كه پس از كنارگزاردن خصوصيات ذهنى در واژهء « ميزان » ، مفهومى عام از آن بدست آمد كه در اندازهگيرى امور مادى و معنوى قابل جريان است .
- روايات تطبيقى در قلمرو باطن
استاد محترم ، بىآنكه اشارهاى به اصطلاح جرى و تطبيق داشته باشد ، شمارى از روايات تفسيرى را مورد اشاره قرار داده و آنها را از نوع باطن ، كه در تعريف ايشان به معانى عام منتزع از آيات اطلاق مىشد ، به شمار آورده حال آن كه همان روايات ، نزد علّامهء طباطبائى رحمه اللّه از باب جرى و تطبيق بر مصاديق دانسته شده است .
از باب نمونه ، يكى از مثالهايى را كه استاد در توضيح « باطن » يادآورى مىكند . آيهء