پس معناى ظاهرى ، مفاهيم و معانى گسترده و دقيقترى نهفته است ، كه جز با تعميق و دقت و مراعات ضوابط دقيق آن ، به دست نمىآيد و اين معانى همان « بطن » يا « بطون » آيات مىباشد .
آنچه در گفتههاى عالمان پيشين كمتر ديده مىشود و در سخنان مفسران متأخر و كنونى ، به ويژه علّامهء طباطبايى رحمه اللّه و استاد معرفت شاهد آن بوديم ، نشان دادن نقش مهم و اساسى مفاهيم باطنى و جرى و تطبيق ، در جاودانه ماندن و كارآمد بودن قرآن در بستر تاريخ و در متن زندگى فردى و اجتماعى امّتها است كه به حق نيز چنين است .
نكتهء ديگرى كه نگارنده بر آن تأكيد داشت و در سخنان علّامه رحمه اللّه به روشنى ديده نمىشد ، گرچه با كمى دقّت ، گوشهاى از آن را در لابهلاى سخنانش مىتوان ديد ، همچنين استاد معرفت نيز بدان اشارهاى نداشت ، اين نكته است كه ، تفكيك ميان دو مرحلهء باطن ، يعنى ، جدا سازى رواياتى كه بيانگر مفاهيم عام و باطنى آيه است از رواياتى كه در صدد بيان مصداق يا يكى از بهترين مصاديق آن مفهوم كلى مىباشد ، امر تحليل اينگونه روايات را آسانتر خواهد نمود . از باب مثال ، روايتى را كه قبلا اشاره شد كه در آن روايت در آيهء شريفه
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ
« 1 » مراد از « يكفر بالايمان » « يكفر بولاية علىّ » دانسته شده بود و علّامه رحمه اللّه به شكل ترديدآميز ، از احتمال به شمار آمدن آن به عنوان مرحله نخست بطن يا به عنوان جرى و تطبيق ، سخن گفت ، مىتوان با تفكيك دو مرحلهء ياد شده ، ترديد مزبور را از بين برد و نوع آن را آشكارتر ساخت ، به اين صورت كه گفته شود ، آيهء شريفه با صرف نظر از ويژگىهاى مورد نزول ، داراى يك پيام كلى و مفهوم عامى است و آن اينكه ، داشتن روحيهاى آنكارآميز و ستيزه جويانه در برابر پديدهها و مظاهر ايمانى به تهى شدن و بىاثر شدن اعمال انسان مىانجامد و پايان آن ، جز خسران و زيان ، چيز ديگرى نيست . حال آنچه در روايت آمده است و « ايمان » را به على عليه السّلام يا ولايت او تعبير نمود ، بىگمان از آشكارترين پديدهها و مصاديق ايمان است ، و به اين شكل ، تطبيقى بودن اين روايت آشكار مىباشد .
هامش
( 1 ) . مائده : 5 / 5 .