كنار واژهء تطبيق و برخى بدون آن آمده است ، و با مراجعه به نمونههاى زيادى از آن ديده شد كه در هر يك از موارد صد و چهلگانه ، حدّاقل يك روايت و در موارد بسيارى از آن ، چندين روايت را علّامه رحمه اللّه دربارهء يك آيه يا بخشى از يك آيه ، نقل كرده و آن را از باب جرى و تطبيق دانسته است كه چنانچه آمار دقيق آن گرفته شود ، به رقم « صدها روايت » كه ايشان اشاره نمود ، خواهد رسيد .
در هر حال ، اين امر نيز نشان از آن دارد كه روش جرى ، مورد عنايت ويژهء اهل بيت عليهم السّلام بوده است . و شايد وجه آن ، كارآمدى جرى باشد كه پويايى و جاودانگى قرآن را بيشتر نمايان مىسازد .
نكتهء قابل ذكر دربارهء روايات جرى و تطبيق آن است كه ، همانگونه كه در عبارت پيشين علّامه رحمه اللّه اشاره شده بود ، بخشى از اين روايات ، در تطبيق آيات نكوهشآميز و بيم دهنده بر دشمنان اهل بيت عليهم السّلام و بخشى ديگر ، در تطبيق آيات ستايشآميز و بشارت دهنده بر اهل بيت عليهم السّلام مىباشد ، در روايتى هم از امام باقر عليه السّلام ، موضوعات آيات قرآن در سه بخش دانسته شده ، امام عليه السّلام در آن روايت خطاب به خيثمه مىفرمايد : « يا خيثمة القرآن نزل أثلاثا ثلثا فينا و فى أحبّائنا و ثلثا فى أعدائنا و عدوّ من كان قبلنا و . . . » « 1 »
« ثلث قرآن دربارهء ما و دوستان ما است و ثلث آن دربارهء دشمنان ما و دشمنان پيشينيان ما است و . . . » .
در هر صورت ، چه آن رواياتى كه آيات قرآن را بر اهل بيت و پيروانشان منطبق ساخته و چه آن رواياتى كه آيات نكوهشآميز را بر دشمنان اهل بيت و دشمنان پيروانشان تطبيق نموده ، همه از باب « جرى » مىباشد .
نكتهء ديگر آن است كه علّامه رحمه اللّه در برخى از موارد ، كه روايتى را از باب جرى دانسته است ، با عباراتى چون « و ليس بتفسير للآية » « 2 » و عبارات مشابه آن ، اين مطلب را يادآورى
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى ، پيشين ، ج 1 ، ص 10 .
( 2 ) . الميزان فى تفسير القرآن ، پيشين ، ج 14 ، ص 257 ، ذيل آيهء « فاسألوا اهل الذّكر » در سورهء نحل 16 / 43 و 44 .