تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آسيب شناسى و روش شناسى تفسير معصومان ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
آن اينكه انسان حتّى از دلخواه خود نبايد پيروى كند و با نظر وسيع‌تر از آن اينكه ، نبايد از خدا غفلت كرد و به غير او التفات داشت » « 1 » ملاحظه مىكنيم كه آنچه به عنوان لايه‌هاى معنايى آيهء مورد نظر ، از باب « بطون » ارائه شد ، در همهء موارد ، معنايى كلّى و بدون توجّه به مصداق و موردى خاص است . كه مىتوان براى هر يك از معانى كه يكى پس از ديگرى عميق‌تر مىشود ، مصاديق و نمونه هايى خارجى در هر دوره و زمانى پيدا كرد و آن معانى را بر آن مصاديق ، جرى و تطبيق نمود ، اين امر نشان مىدهد ، كه ميان جرى و معانى باطنى ، يك نوع پيوستگى وجود دارد كه در دو مرحله ، بطن قرآن را مجسّم مىسازد و مرحلهء دوّم آن ، مكمّل و متمّم مرحلهء نخست و تبلور عينى آن است . اين حقيقت را مىتوان در مثال زير آشكارتر ديد . علّامه رحمه اللّه ، در پايان تفسير آيهء شريفهء
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
« 2 » در بحث روايى آن ، نخست رواياتى را نقل مىكند كه در آن مراد از
صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
، على عليه السّلام امامان عليهم السّلام ، حبّ و دوستى اهل بيت عليهم السّلام و امام واجب الإطاعة در دنيا ، دانسته شده ، سپس در تحليل آن مىنويسد : « و هذه الأخبار من قبيل الجرى و عدّ المصداق للآية » « 3 » « اين روايات از باب جرى و شمارش مصداق براى آيه است » در صدر يكى از روايات كه علّامه يادآورى كرده ، آمده است : « هى الطّريق الى معرفة اللّه . . . » كه در اين روايت ، « صراط مستقيم » به « طريق الى معرفة اللّه » تفسير شده . با مقايسه ميان موارد ديگرى كه دربارهء « صراط مستقيم » در روايات آمده بود و مورد اخير كه آن را به « راه شناخت خداوند » تفسير كرده بود ، مىتوان اين نتيجه را گرفت كه ، « راه شناخت خداوند » يك معناى كلّى است كه مىتواند در هر زمان ، مصاديق و موارد خاصّى داشته باشد ، از اين‌رو ، مىتواند به عنوان يكى از معانى باطنى آيه شناخته شود ، ولى ساير
هامش
( 1 ) . قرآن در اسلام ، پيشين ، ص 28 . ( 2 ) . حمد : 1 / 6 . ( 3 ) . الميزان ، فى تفسير القرآن ، پيشين ، ج 1 ، ص 41 .