پاسخ فرموده است :
« ظهره تنزيله و بطنه ، تأويله منه ما مضى و منه ما لم يكن بعد ، يجرى كما تجرى الشّمس و القمر ، كلّما جاء منه شىء وقع » « 1 »
« ظاهر قرآن همان تنزيل ( مورد نزول ) آن است و باطنش تأويلش مىباشد ، برخى [ از مصداقهاى مفاهيم ] قرآن در گذشته بوجود آمده [ كه همان مورد نزول آن است ] و برخى نيز در آينده واقع خواهد شد . قرآن بسان خورشيد و ماه [ به شكل پيوسته و ابدى ] در جريان است ، هر زمانى كه چيزى از آن روى دهد [ و مصداقى براى آن پيدا شود ] ، قرآن بر آن منطبق خواهد شد » .
ملاحظه مىكنيد كه فعل « يجرى » كه از ريشهء « جرى » گرفته شده در اين روايت آمده است ، و جريان قرآن بر مصاديق را نشان مىدهد .
د - جرى و تطبيق ، رمز جاودانگى و كارآمدى قرآن :
امت اسلام بر جاودانگى قرآن و پاسخگويى آن به نيازهاى بشريّت در همهء عصرها ، اتّفاق نظر دارند و همواره بر آن تأكيد مىكنند ، ليكن شايد تأييد اين ادّعا در نخستين نگاه به قرآن و آيات آن دشوار بنمايد . زيرا ممكن است گفته شود ، آيات قرآن نوعا ، بازگو كنندهء حكايتها و سرگذشتهاى اقوام و ملّتهاى پيشين است كه دوران آن گذشته و به كار نسلهاى بعدى نمىآيد ، پس عمر آن پايان يافته است .
احياء روش جرى و تطبيق و بهرهگيرى درست و روشمند از آن ، يكى از كارآمدترين شيوههايى است كه قرآن را از گرفتار شدن در دام ركود و درجازدگى نگه مىدارد و حضور فعّال ، مؤثّر و هميشگى آن را در سراسر تاريخ گذشته ، حال و آينده ، نمايان مىسازد ، اين نكته را هم در روايتى كه از امام باقر عليه السّلام در چند سطر پيش نقل شد مىبينيم و هم در روايت ديگرى از همان حضرت ، به خوبى مىتوان ديد ، و آن روايت چنين است : « . . لو أنّ الآية إذا نزلت فى قوم ثمّ مات اولئك القوم ماتت الآية لما بقى من القرآن شىء و لكنّ القرآن يجرى اوّله على آخره ، ما دامت السّموات و الأرض و لكلّ قوم آية يتلونها و هم منها من خير او شرّ » « 2 »
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى ، پيشين ، ج 1 ، ص 22 ، مقدّمة .
( 2 ) . تفسير عياشى ، پيشين ، ج 1 ، ص 21 .