عصر و زمانى ، نمونههايى را مىشود ديد كه يكى از دو دسته آيات ستايشآميز و بشارت دهنده يا آيات نكوهشآميز و هشدار دهنده شاملش شود و در عمل ، داورى قرآن را زنده مىسازد .
اين نكته نيز روشن است كه ، جاودانگى و پايدارى قرآن ، نه تنها در سايهء « جرى و تطبيق » بلكه در اجراى معنا و مرحلهء نخست باطن نيز ، ديده مىشود . زيرا چنانكه گفته شد ، ملاك دستيابى به بطون و لايههاى معنايى پى در پى در قرآن ، جداسازى آيات از مورد نزول با حفظ ملاكها و اصول كلى آن مىباشد و پيداست كه اين معانى بدست آمدهء عام ، در هر زمانى كه شرايط مشابه مورد نزول پيش آيد ، يا آن كه مصداقى متناسب با ويژگىهاى يكى از مراتب معنايى پديد آيد ، قابل جريان خواهد بود ، افزون بر آنكه ، هر يك از اين مراتب معنايى مىتواند پاسخگوى بخشى از نيازهاى هدايتى جوامع و انسانها باشد .
ه - نسبت « جرى » با معناى نخست باطن :
با دقّتى در آنچه علّامه رحمه اللّه دربارهء معناى نخست باطن فرمود و مقايسهء آن با حقيقت و ويژگىهاى « جرى » ، اين نكته دربارهء پيوند جرى با معناى نخست باطن آشكار مىشود كه ، در بطن يا بطون يك آيه ، گرچه تجريد و جداسازى آن از موارد نزول ، يكى از مراحل دستيابى به معناى باطنى است ولى اين امر ، نوعا بدون در نظر داشتن مصاديق خاصّ خارجى صورت مىگيرد بدين شكل كه ، پس از كنار گزاردن خصوصيّات موردى آيه و با ملاحظهء ملاكهاى كلّى آن ، يك يا چند معناى كلّى ديگرى در راستاى معناى ظاهرى ، كشف مىشود كه بدان « بطن » يا « بطون » آيه گفته مىشود ، ولى « جرى » يا « تطبيق » عبارت است از انطباق همان معنى يا معانى ، بر مصاديق خارجى ديگرى كه وضعيّت مشابه مورد نزول را دارد و در هر عصر و زمانى ممكن است وجود يابد .
به عنوان مثال ؛ چنانكه در مثال گذشته ديديم ، علّامه رحمه اللّه در توضيح بطنهاى جملهء
لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً . . .
« 1 » گفت : « ابتداء فهميده مىشود كه نبايد بتها را پرستش نمود و با نظرى وسيعتر اينكه انسان از ديگران به غير اذن خداوند پيروى نكند و با نظرى وسيعتر از
هامش
( 1 ) . نساء 4 / 36 .