بوجود آمده ، از قبيل جرى مىشمارد . » « 1 »
ب - حقيقت « جرى »
تبيين مفهوم جرى ، به همراه مثالها و نمونههاى فراوانى از آن ، در چند جاى تفسير ارزشمند علّامه و كتاب « قرآن در اسلام » صورت گرفته است . ايشان در اينباره مىنويسد :
« نظر به اينكه قرآن مجيد كتابى است همگانى و هميشگى ، در غايب مانند حاضر جارى است و به آينده و گذشته مانند حال منطبق مىشود ، مثلا ؛ آياتى كه در شرايط خاصّهاى براى مؤمنين زمان نزول ، تكاليفى بار مىكند ، مؤمنينى كه پس از عصر نزول داراى همان شرايط هستند ، بىكم و كاست ، همان تكاليف را دارند و آياتى كه صاحبان صفاتى را ستايش يا سرزنش مىكند يا مژده مىدهد يا مىترساند ، همچنين كسانى را كه به آن صفات متّصفند ، در هر زمان و در هر مكان كه باشند ، شامل مىشود .
بنابراين ، هرگز مورد نزول آيهاى ، مخصّص آن آيه نخواهد بود ، يعنى آيهاى كه دربارهء شخصى يا اشخاصى معيّن نازل شده ، در مورد نزول خود منجمد نشده ، به هر موردى كه در صفات و خصوصيّات ، با مورد نزول آيه شريك است ، سرايت خواهد نمود و اين خاصّه همان است كه در عرف روايات به نام « جرى » ناميده مىشود » . « 2 »
بخشى از اين گفتهء علّامه رحمه اللّه بيانگر فلسفهء جرى است كه در جاى خود ، خواهد آمد ، آنچه در تعريف « جرى » بود ، عبارت اخير ايشان بود ، و چكيدهء آن همين است كه « جرى » عبارت است از تطبيق مفاهيم بدست آمده از آيات ، بر موارد ديگرى كه مشابه مورد شأن نزول است ، با تجريد آن از جزئيّات مورد نزول ، اين حقيقت را در جاى ديگر به شكلى روشنتر ، بيان كرده است ، چنان كه مىنويسد :
هامش
( 1 ) . گويا دو اصطلاح « جرى و تطبيق نزد علّامه رحمه اللّه به يك معنى است ، چه اينكه در آثار ايشان ، ديده نشده است كه ميان آن دو فرقى بگذارد ، علاوه بر آنكه در بحثهاى روايى تفسيرشان گاهى از اين دست روايات به روايات « جرى » ياد مىكند و گاهى به روايات « تطبيقى » چنان كه آية اللّه جوادى آملى نيز كه از شاگردان ايشان است ، چنين كرده است ، رجوع كنيد به تفسير تسنيم ، پيشين ، ج 1 ، ص 167 تا ص 169 .
( 2 ) . پيشين .