ان للقرآن اتّساعا من حيث انطباقه على المصاديق و بيان حالها ، فالآية منه لا تختصّ بمورد نزولها بل تجرى فى كلّ مورد يتّحد مع مورد النّزول ملاكا ، كالأمثال الّتى لا تختصّ بمواردها الأول بل تتعدّاها الى ما يناسبها ، و هذا المعنى هو المسمّى بجرى القرآن « 1 »
« قرآن ، از نظر انطباق مفاهيمش با مصاديق و نمونههاى خارجى و تبين وضعيّت ( هدايت يا گمراهى ) آنان ، گسترهء ويژهاى دارد ، زيرا آيات آن منحصر به مورد نزولش نمىباشد ، بلكه در هر مورد ديگرى كه ملاك و ويژگى مورد نزول را داشته باشد ، جارى مىشود ، آيات قرآن مانند امثال ( ضرب المثلها ) است كه نخستين بار ، در مورد خاصّى گفته شده ولى در هر مورد مشابه ديگرى نيز به كار مىرود و منحصر به مورد نخست نمىباشد ، اين معنى همان چيزى است كه در روايات به « جرى » قرآن ، نام گذارى شده است » .
در دو گفتارى كه از علّامه رحمه اللّه نقل شد ، به ويژه در گفتار دوّم ايشان كه « جرى » را به « امثال » تشبيه نمود ، مفهوم آن به خوبى آشكار شد . در تعريف ياد شده ، دو ويژگى و ركن اساسى براى « جرى » ديده مىشود .
الف : جداسازى مفهوم آيه از جزئيات مورد نزول .
ب : تشابه ميان مصداق خارجى جديد با مورد نزول .
بىگمان ، چنانچه اين دو ركن وجود داشته باشد ، آنگاه مىتوان آن مصداق را يكى از افراد آيه بشمار آورد و معناى آيه را در آن جارى دانست و بدين شكل ، اين امكان وجود دارد كه در هر عصر و زمانى ، يك يا چند مصداق براى هر يك از آيات قرآن پيدا شود ، مانند آنكه ، در سورهء مباركهء « بقره » از آيهء ششم تا چند آيه پس از آن ، به تشريح ويژگىها و برخى از خصوصيّات كافران و منافقان پرداخته است ، از جمله اين كه ، آنان در عين افسادگرى ، ادّعاى اصلاحگرى مىكنند
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ
« 2 »
و ديگر آنكه ، زمانى كه با اهل ايمان روبرو مىشوند اظهار ايمانآورى مىنمايند ولى
هامش
( 1 ) . الميزان فى تفسير القرآن ، پيشين ، ج 3 ، ص 67 .
( 2 ) . بقره : 2 / 11 .