بطنا و ظهرا و للظّهر ظهرا » دراينباره مىنويسد :
« ظاهر و باطن دو امر نسبى هستند زيرا هر ظاهرى نسبت به ظاهر بالاتر از خود ، بطن به حساب مىآيد و هر باطنى نيز ، نسبت به معناى باطنى پس از خودش ، ظاهر مىباشد » « 1 »
اين ويژگى ، نشانگر آن است كه ، در كشف لايههاى پىدرپى معناى آيات ، هر چه بيشتر به جلو مىرويم ، عمق و ژرفاى آن بيشتر مىشود و دستيابى به مراتب ديگرى از بطون ، نيازمند آن است كه مفسّر ، أنس بيشترى با قرآن داشته باشد و در فضاى ملكوتى معارف قرآن قرار گرفته باشد چنان كه در مثال پيشين ، افزايش ژرفاى هر يك از بطون آيه را نسبت به بطن پيش از خود ديديم .
ويژگى دوّم : معانى ظاهرى و باطنى ، هر دو مراد خداوند مىباشد و در طول يكديگر قرار دارد ، در باور علّامه رحمه اللّه معانى پىدرپى آيات ، بىآنكه يكى از آنها با ديگرى در تنافى باشد ، همگى مراد خداوند مىباشد . و در صورتى كه اين معانى به گونهاى منطقى و روشمند بدست آمده باشد ، انتساب آن به خداوند ، صحيح است ، ايشان با يادآورى اين نكته كه بطون قرآن با يكديگر و با ظاهر آن ، در طول هم هستند ، مىنويسد :
« قرآن مجيد ظاهر دارد و باطن ( يا ظهر و بطن ) ، كه هر دو از كلام اراده شدهاند ، جز اين كه اين دو معنى در طول هم مرادند ، نه در عرض همديگر ، نه ارادهء ظاهر لفظ ارادهء باطنى را نفى مىكند و نه ارادهء باطن مزاحم ارادهء ظاهر مىباشد . » « 2 »
يادآورى اين ويژگى توسّط علّامه رحمه اللّه به منظور پاسخ به پنداشت « استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد در زمان واحد » صورت گرفته است ، « 3 » زيرا اين امكان وجود دارد كه گفته شود ، معناى برخوردار بودن آيات از معانى مختلف ، آن است كه از يك جمله ، معانى متعدّد در زمان واحد اراده شده باشد و چنين امرى در علم اصول « 4 » ناممكن دانسته شده
هامش
( 1 ) . الميزان فى تفسير القرآن ، پيشين ، ج 3 ، ص 64 .
( 2 ) . قرآن در اسلام ، پيشين ، ص 28 .
( 3 ) . الميزان ، پيشين ، ج 3 ، ص 64 ، علّامه رحمه اللّه خود به اين نكته اشاره كرده .
( 4 ) . كفاية الاصول ، الآخوند الشيخ محمّد كاظم الخراسانى ، قم ، مؤسّسهء آل البيت عليهم السّلام ، لإحياء التّراث ، 1409 ه . ق ، ص 36 .