چنان كه ملاحظه مىكنيد ، در تعريف ايشان از باطن ، چند نكته وجود دارد :
نكتهء اوّل : دست يافتن به معانى باطن از رهگذر معانى ظاهر امكانپذير است ، چه اين كه گفت : باطن در پشت ظاهر نهفته است و اين امر نشانگر وجود پيوندى ميان آن دو است .
نكتهء دوّم : ممكن است در پس معناى ظاهرى ، چند بطن قرار داشته باشد ، روشن است كه اين نكته برگرفته از رواياتى است كه آيات را داراى « بطون » مىداند .
نكتهء سوّم : چگونگى پيوند « بطون » با معناى ظاهرى ، در برخى موارد آشكار است و در مواردى ، نياز به تعمّق و ژرفنگرى دارد . زيرا گفت كه برخى از آن نيازمند واسطه است و برخى ديگر ، بدون واسطه كشف مىشود .
پس از آن ، علّامه رحمه اللّه با ارائه مثالها و نمونههايى ، اين امر را به خوبى نشان داده است كه چگونه در معانى و مفاهيم قرآن ، مراتب و لايههاى معنايى پىدرپى وجود دارد كه از ميان آنها ، آن معناى ساده و ابتدايى ، همان ظاهر آيه است و معانى ديگر با مراتبى كه دارد ، « بطن » يا « بطون » آن مىباشد . چنان كه ايشان حقيقت ياد شده را در توضيح روايت « انّ للقرآن ظهرا و بطنا و لبطنه سبعة أبطن » چنين مىنويسد :
« ظهور يك معناى سادهء ابتدايى از آيه و ظهور معناى وسيعترى به دنبال آن و همچنين ، ظهور و پيدايش معنايى در زير معنايى ديگر ، در سراسر قرآن مجيد جارى است و با تدبّر در اين معانى ، معناى حديث معروف كه از پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ، مأثور و در كتب حديث و تفسير نقل شده است « إنّ للقرآن ظهرا . . . » روشن مىشود » « 1 »
ب - نمونهاى از معانى باطنى در يك آيه :
علّامه رحمه اللّه در آيهء شريفهء « و اعبدوا اللّه و لا تشركوا به شيئا . . . » « 2 » ظاهر آيه و برخى از بطون آن را اين گونه توضيح مىدهد :
« ظاهر اين كلام ، نهى از پرستش معمولى بتها است ، چنان كه مىفرمايد :
فَاجْتَنِبُوا
هامش
( 1 ) . محمّد حسين طباطبائى ، قرآن در اسلام ، پيشين ، ص 28 .
( 2 ) . نساء : 4 / 36 ، « خدا راى بپرستيد و هيچ چيز راى در عبادت ، شريك اوقرار ندهيد » .