4 - 4 - 4 - ظاهر و باطن از ديدگاه علّامهء طباطبايى رحمه اللّه
چنان كه در آغاز اين بخش گفته شد و تا آنجا كه نگارنده جستجو كرده است ، در ميان مفسّران ، نخستين قرآنپژوهى كه به بررسى عميق و گسترده در باب معنا و مفهوم ظاهر و باطن و تعيين حدود و چارچوب آن پرداخته است ، علّامهء طباطبائى رحمه اللّه مىباشد ، ايشان در چند مورد از تفسير ارزشمندش و نيز در كتاب « قرآن در اسلام » به بررسى حدود و ضوابط آن پرداخته ، افزون بر آن كه نمونههايى ملموس و عينى به هنگام بحث و در سراسر تفسيرش ، ارائه نموده است .
در ادامهء اين گفتار ، چكيدهاى جامع از ديدگاه ايشان را با استناد به مواردى از عباراتشان پيشرو خواهيم داشت :
پيش از آن ، يادآورى مىشود كه به طور كلّى ، علّامه رحمه اللّه دو تعريف يا دو مرحله براى باطن آيات ارائه نموده است :
مرحلهء نخست : آن دسته از معانى آيات كه در پس ظاهر آن قرار گرفته است .
مرحلهء دوّم : جرى و تطبيق .
و اكنون توضيح بحث :
الف - تعريف ظاهر و باطن :
علّامهء رحمه اللّه ، پس از آن كه روايات دلالت كننده بر اشتمال قرآن بر ظاهر و باطن را يادآورى مىكند ، در بخشى ديگر ، دربارهء تعريف آن دو مىنويسد :
« الظّهر هو المعنى الظّاهر البادئ من الآية و الباطن هو الّذى تحت الظّاهر ، سواء كان واحدا ، قريبا منه او بعيدا ، بينهما واسطة » « 1 »
« ظاهر آيه ، همان معناى روشن و آشكار آن است و باطن آيه ، آن معنايى است كه در پس معناى ظاهر جاى گرفته ، چه آن معناى باطن ، يكى باشد يا بيشتر ، و چه با معناى ظاهر نزديك باشد ، به گونهاى كه براى ارتباط با آن نياز به واسطه نداشته باشد يا آن كه ميان آن دو ، بعد و فاصلهاى باشد به شكلى كه ارتباط باطن با ظاهر نيازمند واسطه باشد » .
هامش
( 1 ) . محمد حسين طباطبائى ، الميزان فى القرآن ، پيشين ، ج 3 ، ص 74 .