الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ
« 1 » ولى با تأمّل و تحليل معلوم مىشود كه پرستش بتها براى اين ممنوع بوده است كه خضوع و فروتنى در برابر غير خداست و بت بودن معبود نيز خصوصيّتى ندارد ، چنان كه خداى متعال اطاعت شيطان را عبادت او شمرده ، مىفرمايد :
أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ
« 2 »
و با تحليلى ديگر معلوم مىشود كه در طاعت و گردنگذارى انسان ، ميان خود و غير ، فرقى نيست و چنان كه از غير نبايد اطاعت كرد ، از خواستههاى نفس در برابر خداى متعال نيز نبايد اطاعت و پيروى نمود ، چنان كه خداى متعال اشاره مىكند :
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ
« 3 »
و با تحليل دقيقترى معلوم مىشود كه اصلا ، به غير خداى متعال نبايد التفات داشت و از وى غفلت نمود ، زيرا توجّه به غير خدا همان استقلال دادن به او و خضوع و كوچكى نشان دادن در برابر اوست [ و اين امر خلاف روح عبادت و پرستش خداوند است . . . ] » « 4 »
چنان كه ديديم علّامه رحمه اللّه در آيهء گذشته
وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً
، ظاهر آن را ، نهى از پرستش معمولى بتها دانست و براى آن چند باطن ، بدين شكل ياد كرد :
1 - انسان نبايد از ديگران ، بدون اذن خداوند ، پرستش كند ، لذا نهى پرستش ، اختصاص به بتها ندارد .
2 - پرستش هواى نفس و خواستهاى نفسانى ممنوع و منهى است .
3 - نبايد از خداوند غفلت كرد و به غير او روى آورد .
ج - ويژگى ظاهر و باطن :
درنگى در سخنان علّامه رحمه اللّه ، اين امر را روشن مىسازد كه ايشان براى ظاهر و باطن ، به معنايى كه گذشت ، دو ويژگى قائلند :
ويژگى نخست : نسبى بودن آن دو ، ايشان با استفاده از روايت « إن للقرآن بطنا و للبطن
هامش
( 1 ) . حج : 22 / 30 ، « دورى كنيد از پليدىها كه بتها باشد » .
( 2 ) . يس : 36 / 60 ، « اى بنى آدم ، آيا به شما فرمان ندادم كه شيطان را مپرستيد » .
( 3 ) . جاثيه : 45 / 21 ، « آيا ديدهاى كسى را كه هواى نفس خود را خداى خود قرار داده » .
( 4 ) . قرآن در اسلام ، پيشين ، ص 27 .