تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آسيب شناسى و روش شناسى تفسير معصومان ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
است از اخبار از ماجراهاى هلاكت و نابودى مجرمان پيشين و مراد از باطن آن ، پند آموزىهاى آيندگان و نسل‌هاى بعدى ، از رويدادهاى پيشينيان است . چنان كه مىنويسد : « أحدها : ما روى فى أخبارنا عن الصّادقين عليهما السّلام و حكى ذلك عن ابى عبيدة أنّ المراد بذلك ، القصص بإخبار الأوّلين و باطنها عظة للآخرين » 2 - وجه دوّم آن است كه ، گفته شود مراد آن چيزى است كه از ابن مسعود نقل شده كه : « ما من آية الّا و قد عمل بها قوم و لها قوم يعلمون بها » « هيچ آيه‌اى در قرآن نيست ، جز اينكه قومى بدان عمل كرده‌اند و قومى نيز ، هم‌اكنون يا در آينده بدان عمل خواهند كرد » . در توضيح اين وجه ، كه منتسب به ابن مسعود ، صحابى گرانقدر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم است ، بايد گفت : آيات قرآن ازيك‌سو ، داراى اسباب و شأن نزول‌هايى است كه بر اساس آن و به مناسبت‌هاى ويژه‌اى نازل مىشده و تمام آن ويژگىها و جزئيّات ، با وضعيّت انسان‌هاى موجود در عصر نزول ، هماهنگ بوده ، و از سوى ديگر ، با تجريد و جداسازى جزئيّات مورد نزول از آيه ، مجموعه‌اى از پيامها ، پندها و آموزه‌ها ، از درون آيات بدست مىآيد كه با شرايط و وضعيّت نسل‌ها و اقوام بعدى سازگار مىباشد و از آنجا كه آنچه براى موارد شأن نزول پيش آمده ، مشابه آن براى نسل‌هاى پس از آن روى مىدهد ، رويدادهاى پيشينيان ، مايهء عبرت و درس‌آموزى آيندگان خواهد شد . بدينسان ، آن بخش از معانى آيات كه با ملاحظهء موارد نزول ، براى حاضران آن عصر بدست مىآيد . همان ظاهر قرآن است . و آن بخش از مفاهيم ، كه پس از كنار گذاشتن شأن نزول به عنوان درس و پند عمومى و فراگير قرآن براى همهء دوران‌ها فهميده مىشود ، باطن قرآن مىباشد . 3 - وجه سوّم را از ابن جرير طبرى نقل كرده و مىنويسد : « الثّالث : معناها أنّ ظاهرها لفظها و باطنها تأويلها ، ذكره الطّبرى » . « وجه سوم آن است كه گفته شود ، ظاهر آيات قرآن همان الفاظ ، واژگان و عبارات آن است و باطن آيات ، تأويلشان است » . 4 - وجه چهارم را به نقل از حسن بصرى چنين مىنويسد :
آسيب شناسى و روش شناسى تفسير معصومان ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 150 | على اكبر رستمى