ظاهر و باطن در روايات تفسيرى معصومان عليهم السّلام به بررسى چگونگى بهرهگيرى از اين دو نوع تقسير بپردازيم .
4 - 4 - 1 - درنگى در معناشناسى ظاهر و باطن
به نظر مىرسد كه بررسى عميق مسالهء ظاهر و باطن و تعيين دقيق چارچوب و حدود هر يك ، با همهء اهميّت و نقشى كه مىتواند در امر تفسير داشته باشد ، تا دهههاى اخير ، به شكل بايسته صورت نگرفته ، و اين امر ، تنها از سوى شمار اندكى از مفسّران و قرآنپژوهان شيعه و سنّى ، دنبال شده است ، چه اينكه ، بيشتر مفسّران پيشين ، كه بدان اشاره كردهاند ، به نقل روايات دلالتكننده بر اشتمال قرآن بر ظاهر و باطن بسنده نمودهاند ، در اين ميان ، برخى از آنان بدون ارائه تعريف و ذكر نمونه از كنار آن گذشته ، و برخى ديگر ، كه در صدد بيان معناى ظاهر و باطن برآمدهاند ، با يادكرد چند سخن و ديدگاه كلّى و عام ، بىآنكه شرح و بسط و مثالى بر آن بيافزايند ، از آن گذشتهاند ، در ميان مفسّران متأخّر و معاصر شيعه . . . علّامهء طباطبائى رحمه اللّه را مىبينيم كه دربارهء آن ، در چند جاى تفسير گرانقدرش به تفصيل سخن گفته ، و پس از وى ، قرآنپژوه وارسته ، استاد معرفت ، نيز به بيان معناى آن دو يا ارائه نمونههايى از هر كدام ، همّت ورزيده است . درهرحال ، نخست گفتههاى شمارى از مفسّران پيشين و حاضر را كه به گونهاى دراينباره سخن گفتهاند ياد مىكنيم و در طى آن ، حدود و ويژگىهاى ظاهر و باطن را بررسى خواهيم كرد .
4 - 4 - 2 - ظاهر و باطن قرآن ، از نگاه شيخ طوسى رحمه اللّه
اين مفسّر نامى ، در بحثى كوتاه ، با اشاره به روايت مستند به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مبنى بر اشتمال قرآن بر ظاهر و باطن ، تنها چند قول و احتمال را دربارهء معنى و مفهوم آن دو نقل كرده و بىآنكه به تحليل و بررسى آن بپردازد ، از آن مىگذرد . « 1 » ايشان دراينباره ، چهار وجه و احتمال را به شرح ذيل ، يادآورى مىكند :
1 - وجه نخست آن است كه گفته شود ، مقصود از ظاهر و باطن ، آن چيزى است كه در حديث مروى از امام باقر و امام صادق عليهما السّلام آمده است ، و آن اين كه ، ظاهر قرآن عبارت
هامش
( 1 ) . شيخ طوسى ، التّبيان فى تفسير القرآن ، ج 1 ، ص 9 ، مقدّمه .