مفاهيم است و گرنه هر دو پاسخ ، درست بوده است و با يكديگر سازگارند .
در روايت ياد شده ، جملهء « ليس شىء أبعد من عقول الرّجال من تفسير القرآن » نشانگر اهميّت ، ظرافت و دقيق بودن شناخت مفاهيم تفسيرى است كه خود به دو بخش مفاهيم ظاهرى و باطنى تقسيم مىگردد .
افزون بر روايت فوق ، روايات ديگرى در منابع حديثى و تفسيرى شيعه و اهل تسنّن وجود دارد ، كه همگى بر اصل برخوردار بودن قرآن از ظاهر و باطن ، دلالت صريح دارد . در ادامهء اين گفتار ، نمونههاى اندكى از هر كدام را مىنگريم .
1 - ابى اسحاق ليثى از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : « . . انّ للقرآن ظاهرا و باطنا و محكما و متشابها . . . » « 1 »
2 - فضل بن يسار ، نيز از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : « ما فى القرآن آية الّا و لها ظهر و بطن . . . » « 2 »
تفاوت اين روايت با روايت پيشين در آن است كه ، در روايت نخست امام عليه السّلام خبر از وجود ظاهر و باطن براى قرآن داد ولى در اين روايت ، خبر از آن داد كه تك تك آيات قرآن داراى ظاهر و باطن مىباشد ، و اين معنى از قرار گرفتن نكره « آية » در سياق نفى « ما » فهميده مىشود .
چنان كه ديديم ، هر دو روايت ياد شده ، از امام باقر عليه السّلام نقل شده است ، در برخى روايات ، همين معنى از امام صادق عليه السّلام نقل شده ، چنان كه جابر از آن حضرت عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : « انّ للقرآن بطنا و للبطن ظهرا . . . » « 3 »
روايات مربوط به اشتمال قرآن بر ظاهر و باطن ، در لابلاى منابع حديثى اهل تسنّن نيز ديده مىشود ، شمارى از آن را در ادامه مىآوريم .
هامش
( 1 ) . شيخ صدوق ، علل الشّرايع ، چاپ دوّم ، دار احياء التّراث العربى ، ص 609 بىتا ، اين روايت ، بسيار طولانى و به شكل پرسش و پاسخ ميان راوى و امام عليه السّلام آمده ، عبارت ياد شده از بخش پايانى روايت مىباشد .
( 2 ) . بحرانى البرهان فى تفسير القرآن ، پيشين ، ج 1 ، ص 46 .
( 3 ) . عياشى ، تفسير ، پيشين ، ج 1 / 22 .