1 - ابن جرير طبرى ، مفسّر نام آشنا و متقدّم اهل سنّت ، در تفسير خود ، روايتى را كه ابن مسعود با اسناد به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم گزارش كرده ، بدين شرح آورده است .
« . . . عن عبد اللّه بن مسعود ، قال ، قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم » : لكلّ آية منه ظهر و بطن و لكلّ حرف حدّ . . . » « 1 »
2 - در تفسير غرائب القرآن از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم روايت شده كه :
« انّ هذا القرآن نزل على سبعة أحرف ، لكلّ آية منها ظهر و بطن . . . » « 2 »
3 - مشابه روايت فوق را در كنز العمّال ، به نقل از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مىبينيم . « 3 »
آلوسى نيز در مقدّمهء تفسيرش ، روايت مشابهى را كه حسن بصرى از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نقل كرده ، يادآورى نموده است . « 4 »
آنگونه كه در اين تعداد از روايات ديديم ، در منابع اهل تسنّن ، روايات ظهر و بطن توسّط افراد متعدّدى از صحابه به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نسبت داده شده است . و حاصل روايات فريقين دراينباره آن است كه همانگونه كه گفته شد ، اصل اشتمال قرآن و آيات آن بر مفاهيم ظاهرى و باطنى ، امرى آشكار و پذيرفته شده ، نزد همگان است .
آنچه در اين ميان حائز اهميّت مىباشد ، معناشناسى ظاهر و باطن و آگاهى از تعريف و ويژگىهاى آن دو است ، چه اينكه ، صرف اطّلاع از وجود ظاهر و باطن در قرآن ، بدون شناخت راهكارهاى بهرهگيرى و معيارهاى بهرهمند شدن از آن ، كارايى قابل ملاحظهاى نخواهد داشت ، ازاينرو ، شايسته است نخست ، درنگى در معناشناسى ظاهر و باطن و بررسى ملاكها و ويژگىهاى آن دو داشته باشيم و سپس با يادكرد نمونههايى از تفسير
هامش
( 1 ) . محمد بن جرير طبرى ، جامع البيان فى تفسير القرآن ، ج 1 ، بيروت ، دار المعرفة ، ص 9 ، بىتا ، اين حديث را ذيل عنوان « القول فى اللّغة الّتى نزل بها القرآن من لغات العرب » آورده است .
( 2 ) . نظام الدّين حسن بن محمّد بن حسين القمى النيشابورى ، غرائب القرآن و رغائب الفرقان ، حاشيهء تفسير طبرى ، پيشين .
( 3 ) . متقى به حسام الدّين الهندى ، كنز العمّال ، پيشين ، ج 2 ، ص 53 .
( 4 ) . سيّد محمد آلالوسى البغدادى ، تفسير روح المعانى ، ج 1 ، چاپ چهارم ، بيروت ، دار احياء التّراث العربى ، 1405 ق ، ص 7 .