4 - 4 - تفسير ظاهر و باطن قرآن
يكى ديگر از رايجترين گونههاى تفسير در سخنان تفسيرى معصومان عليهم السّلام ، تبيين ظاهر و باطن آيات قرآن است ، اين امر به حدّى است كه هماكنون ، نمونههاى فراوانى از تفسير ظاهر و باطن ، در ميان تفاسير روايى ديده مىشود ، و در يك سخن مىتوان گفت كه بخش عمدهاى از تفاسير معصومان عليهم السّلام ، از نوع تفسير ظاهر و باطن است ، چگونگى اين امر در لابهلاى بحث روشن خواهد شد . به هر حال ، برخوردار بودن قرآن از ظاهر و باطن ، حقيقتى است كه معصومان عليهم السّلام بارها آن را گوشزد نموده و اين نكته را كه ، برخى از گفتههاى آنان در تفسير قرآن ، از نوع ظاهر و برخى از باب باطن است ، يادآور شدهاند .
در روايتى از جابر ، شاگرد نامى و توانمند امام باقر و صادق عليهما السّلام آمده است كه مىگويد :
دربارهء تفسير چيزى از قرآن ، پرسشى از ابى جعفر امام باقر عليه السّلام نمودم و آن حضرت پاسخى به من دادند ، بارى ديگر ( در زمانى ديگر ) ، همان پرسش را در محضر امام عليه السّلام مطرح كردم و از آن حضرت درخواست پاسخ نمودم ، ليكن پاسخى را كه اينبار فرمودند غير از پاسخى بود كه بار نخست داده بودند ، لذا به امام عرض كردم : پاسخى كه در گذشته به من داديد با آنچه اكنون مىگوييد ، متفاوت است . در اين زمان ، امام عليه السّلام به منظور بيان وجه تفاوت دو گفتارشان در پاسخ به يك پرسش ، فرمودند :
« يا جابر ! انّ للقرآن بطنا و للبطن ظهرا ، يا جابر ، و ليس شىء أبعد من عقول الرّجال من تفسير القرآن . . . » « 1 »
به واقع امام عليه السّلام فرموده است ، تفاوت به نظر آمده ميان پاسخ نخست و پاسخ بعدى ، كه هر دو دربارهء يك پرسش تفسيرى بوده است ، به اين جهت است كه قرآن داراى مفاهيم ظاهرى و باطنى است ، و آن چه در پاسخ به پرسش نخست گفتهام از باب يكى از اين دو دسته مفاهيم است و آنچه در پاسخ به مرتبهء دوّم پرسش بيان كردم ، از باب دستهء دوّم
هامش
( 1 ) . عياشى ، تفسير ، پيشين ، ج 1 ، ص 23 ، و بحرانى ؛ البرهان فى تفسير القرآن ، پيشين ، ج 1 ، ص 46 ، « اى جابر ، قرآن باطنى دارد و باطن آن ظاهرى دارد ، بدان كه در فهم و درك انسانها ، چيزى نايافتنىتر از تفسير قرآن نيست » .