تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آسيب شناسى و روش شناسى تفسير معصومان ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
اين نمونه‌ها ، اين امكان وجود دارد كه با قسم ديگرى از اقسام تفسير قرآن به قرآن مواجه شويم كه در بحث « اقسام تفسير قرآن به قرآن » نيامده باشد ، اين موارد را نيز در ضمن بحث ، اشاره خواهيم كرد . نمونه اوّل : از امير مؤمنان على عليه السّلام روايت شده كه در تفسير واژه « الظّالمين » در آيه
« لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ »
« 1 » فرموده است « أى المشركين » ، و دليل تفسير « ظالمين » به « مشركين » را به كمك آيهء ديگرى از قرآن چنين فرمود : « لأنّه سمّى الشّرك ظلما بقوله
إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
» يعنى ، تفسير ظالمين به مشركين از آن جهت است كه « خداوند متعال خود در آيهء
إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
« 2 » ، شرك را ظلم خوانده است . » تفسير « ظلم » به « شرك » ، كه به كمك خود قرآن و توسط على عليه السّلام صورت گرفت ، در منابع اهل تسنّن ، در مورد ديگرى به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نيز نسبت داده شده است كه ظلم را به شرك تفسير كرده است ، چنان كه سيوطى به نقل از احمد بن حنبل ، بخارى و مسلم ، و آنان از ابن مسعود روايت كرده‌اند كه ، در آن هنگام كه آيهء :
الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ
« 3 » نازل شد ، براى مسلمانان اين پرسش و نگرانى پيش آمد كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم گفتند : در ميان ما هر كسى ، به نوعى ، به خود ظلم و ستم كرده است ، با اين وجود ، آيا ما در شمار مؤمنان خواهيم بود و رحمت الهى شامل حالمان خواهد شد . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در پاسخ به آنان فرمود ، اين نگرانى شما از اين جهت است كه مراد از ظلم را در اين آيه ندانستيد ، چه اين كه مقصود از ظلم آنچه شما مىپنداريد نيست ، بلكه مراد از آن ، در اين آيه ، شرك است . سپس در دليل سخن خود فرمود : آيا سخن لقمان را نشنيده‌ايد كه گفت :
إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
« 4 » . چنان كه ملاحظه مىكنيد ، در دو روايت پيشين ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و حضرت امير عليه السّلام ، در دو مورد متفاوت ، براى تبيين مراد از « ظلم » به گفتار لقمان حكيم ، كه در سورهء لقمان
هامش
( 1 ) . بقره : 4 / 124 ، « [ خداوند به ابراهيم فرمود : ] عهد من به ستمكاران [ مشركان ] نمىرسد » . ( 2 ) . لقمان : 31 / 13 . ( 3 ) . شيخ عبد العلى الحويزى ، نور الثقلين ، پيشين ، ج 1 ، 121 ، حديث 344 . ( 4 ) . لقمان : 31 / 13 .