فَاسْتَعْصَمَ
« 1 » و
رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي
« 2 » اشكال مطرح در آيهء :
وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ . . .
« 3 » را بر طرف نموده و پنداشت نارواى اقدام يوسف عليه السّلام به انجام امر خلاف عصمت را نفى مىسازد .
چنانكه ملاحظه مىكنيد كه دو آيه از آيات تفسير كنندهء فوق ، با فاصلهء چند آيه پس از آيهء تفسير شونده و در همان سوره آمده است .
ب : مفسّر و مفسّر در دو سوره قرار گيرد ، مانند :
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ
« 4 » كه در سورهء « دخان » است و به وسيلهء آيهء شريفهء :
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
« 5 » ، كه در سورهء « قدر » است ، تفسير شده و مراد از شب مبارك نزول قرآن ، شب قدر اعلان شده است . پس از تعيين صورتهاى كلّى پيوستگى يا ناپيوستگى آيهء مفسّر و مفسّر ، كه به سه شكل ياد شده انجام مىگيرد ، در هر يك از اين سه شكل ، امكان دارد كه نسبت ميان مفسّر و مفسّر از قبيل ؛ اطلاق و تقييد ، اجمال و تفصيل ، عموم و خصوص و . . . باشد ، و برايناساس ، اقسام ديگرى در تفسير قرآن به قرآن ، به شرح ذيل ، پيدا مىشود .
1 - تفسير مطلق به مقيّد : « 6 » در اين قسم ، حكم يا مطلبى كه در جايى از قرآن به گونهاى مطلق و بدون قيد آمده است ، در جاى ديگرى مقيّد شده و دائرهء مفهومى آيه محدودتر مىشود . مانند آنكه در آيهء :
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ
« 7 » ، احباط عمل در صورت ارتداد و كفر پس از ايمان ، مطلق آمده است و اين اطلاق با آيهء
وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ
هامش
( 1 ) . يوسف 12 / 32 ، « من [ زليخا ] از او [ يوسف ] كام خواسته بودم ولى او خويشتندارى ورزيد »
( 2 ) . يوسف : 12 / 33 ، « [ يوسف گفت : ] پروردگارا ، زندان براى من خوشتر است از آنچه مرا به آن مىخوانند » .
( 3 ) . يوسف : 12 / 24 ، « و آن زن ، آهنگ او [ يوسف ] كرد و او نيز اگر برهان پروردگارش را نديده بود آهنگ آن زن مىكرد » .
( 4 ) . دخان : 44 / 3 .
( 5 ) . قدر : 97 / 1 .
( 6 ) . براى توضيح اصطلاحات مطلق و مقيّد و تفاوت آن با عام و خاص ، به كتب علم اصول رجوع نماييد .
( 7 ) . مائده : 5 / 5 ، « هر كس به ايمان كفر ورزد ، عملش تباه است » .