قيامت داده و به كمك آيهء
وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّماواتِ لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى
« 1 » ، شفاعت را براى فرشتگان ، پس از اذن پروردگار ، ثابت دانسته است .
پيداست كه ، همهء اقسامى كه در كتابهاى اصولى براى عام و خاصّ گفته شده ، در اينجا نيز وجود دارد .
دربارهء سه قسم گذشته چنين مىتوان گفت كه هر سه در اين امر مشتركاند كه ، آيهء مفسّر ، آيهء مفسّر را تبيين و توضيح داده است و با تفصيل بيشترى به شرح و بسط آن پرداخته است . از اين رو مىتوان عنوان « اجمال و تفصيل » را جامع ميان اقسام دانست با اين تفاوت كه تفصيل در هر يك از اقسام ، متناسب با عنوان ويژگيهاى همان قسم مىباشد .
4 - 3 - 3 - نمونههايى از تفسير قرآن به قرآن در روايات تفسيرى :
چنان كه گذشت روش تفسير قرآن به قرآن كه سنگ زيرين آن به دست مبارك وجود گرامى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نهاده شده و توسط اهل بيت گرانقدرش توسعه يافت ، يكى از رايجترين شيوههاى تفسيرى معصومان عليهم السّلام است ، بلكه به گفتهء علّامه طباطبايى رحمه اللّه كه در آغاز بحث از آن ياد شد ، اين روش ، تنها روش تفسيرى آن بزرگواران است . شايد سخن علّامه رحمه اللّه بر اين اساس باشد كه تمامى برداشتهاى معصومان عليهم السّلام از قرآن و همهء تفسير و توضيحهايى كه آنان دربارهء آيات دارند ، به نوعى از خود قرآن گرفته شده و ريشهء آن را در قرآن مىتوان جستجو نمود ، در اين فرض بايد گفت كه ، تفسير قرآن به قرآن دامنهاى گسترده دارد كه برخى انواع آن تنها از خود آنان ساخته است و فهم آن براى عقلهاى عادّى دشوار مىنمايد . با اين حال ، در ميان روايات تفسيرى آنان ، نمونههايى از آشكارترين نوع تفسير قرآن به قرآن را مىبينيم كه هر فردى با اندكى توجّه برايش آشكار مىگردد كه معصوم عليه السّلام در بيان معناى يك آيه ، عينا به آيهء ديگرى استناد كرده است .
در ادامهء اين گفتار ، نمونههايى چند از اين نوع تفسير قرآن به قرآن را خواهيم ديد ، در
هامش
( 1 ) . الّنجم : 53 / 26 ، « و چه بسيار فرشته در آسمانهاست كه شفاعت آنان سودى ندارد مگر پس از آن كه خداوند براى كسى كه بخواهد و بپسندد ، اجازه دهد »