فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ ، فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ
« 1 » تقييد زده شده ، چه اين كه در اين آيه ، حبط عمل ناشى از ارتداد ، مقيّد به فرض استمرار ارتداد تا لحظهء مرگ شده است .
2 - تفسير مجمل به مبيّن : در اين قسم ، آنچه در آيهاى از قرآن به اجمال گفته شده و دلالت روشنى نداشته باشد ، در آيهاى ديگر تبيين شده است . چنان كه در آيهء
إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخاذِكُمُ الْعِجْلَ
« 2 » ، هيچگونه تفصيلى داده نشده است كه « عجل » پرستش شده چه بود و از چه ساخته شده است ولى در آيهاى ديگر پارهاى از ويژگىهاى آن تبيين شده است .
وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ
« 3 »
اجمال و تفصيلهاى قرآن را در قصّههاى قرآنى نيز مىتوان به شكل روشنترى مشاهده كرد ، زيرا گاهى در يك آيه ، تنها اشارهاى به ماجرايى شده است و تفصيل آن در يك يا چند آيهء ديگر آمده است ، چنان كه در آيهء دوّم سورهء بقره ، به قضيّهء « اصحاب سبت » اشاره شده و تفصيل آن در آيهء هفتم سورهء اعراف آمده است و در آيهء 15 تا 20 سورهء « نازعات » به قصّه موسى اشاره شده ، در حالى كه تفصيل و تبيين برخى از جزئيات آن در آيات سوّم يا چهل و چهارم سورهء قصص ، آمده است و همچنين است در ساير قصص قرآن .
3 - تفسير عام به خاص : در اين قسم ، آنچه در آيه يا بخشى از يك آيه به شكل عام آمده است . در آيهاى ديگر يا در بخشى ديگر از همان آيه به شكل خاص آمده و عامّ پيشين را تخصيص زده است . چنان كه در آيهء
. . . يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ . . .
« 4 » ، بطور عام خلّت و دوستى و شفاعت را در دنياى ديگر مردود دانسته است در حالى كه به وسيلهء آيهء :
الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ
« 5 » ، خبر از ثبوت دوستى ميان پرهيزكاران در
هامش
( 1 ) . بقره : 3 / 217 ، « و كسى از شما كه از دينش برگردد و در حال كفر بميرد ، اعمالش در دنيا و آخرت تباه گرديده است .
( 2 ) . بقره : 2 / 54 ، « شما ( قوم موسى ) با گوساله پرستى به خودتان ستم كردهايد » .
( 3 ) . اعراف : 7 / 148 ، « قوم موسى در غياب او از آرايههايشان پيكر گوسالهاى ساختند كه بانگى داشت » .
( 4 ) . بقره : 2 / 254 ، « در آن روز [ قيامت ] نه خريد و فروش هست و نه دوستى و شفاعتى »
( 5 ) . زخرف : 43 / 67 ، « دوستان در چنين روزى [ قيامت ] بعضى دشمن بعضى ديگر باشند ، مگر پرهيزگاران » .