براى آن اقسام ديگرى عرضه نمودهاند ، پيدايش اين اقسام ، تا حدّ زيادى ناشى از يكى از اين دو امر است :
1 - اتّصال آيهء مفسّر به مفسّر يا انفصال آن دو از يكديگر .
2 - وجود اجمال در آيهء مفسّر و توضيح آن در آيهء مفسّر .
برايناساس ، اقسام تفسير قرآن به قرآن به شرح ذيل مىباشد .
قسم اوّل : اتّصال آيهء مفسّر به آيه مفسّر :
در اين قسم ، بىآن كه فاصلهاى ميان بخش تفسير كننده و تفسير شونده پيش آيد ، گاهى ذيل يك آيه صدر آن را تفسير مىكند و زمانى ، دو آيهاى كه كنار يكديگر قرار دارند ، آيهء دوّم آيهء نخست را تفسير مىكند . مثلا ، در آيهء شريفهء
فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً . . .
« 1 » عبارت « مقام ابراهيم . . . » جملهء « فيه آيات بيّنات » را تفسير نموده ، به اين معنى كه ، مكانى كه در آن « آيات بيّنات » است با ادامهء آيه تعيين شده است . و در آيات :
وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ * وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ * النَّجْمُ الثَّاقِبُ
« 2 » آيهء سوم « النّجم الثاقب » آيهء دوم و اوّل را تفسير كرده و بيانگر آن است كه « طارق » از ستارگان است .
قسم دوّم : انفصال آيهء مفسّر از مفسّر :
در اين قسم ، كه مفسّر و مفسّر از يكديگر جدا مىباشد ، اين جدايى ممكن است به يكى از دو صورت باشد :
الف : مفسّر و مفسّر هر دو در يك سوره باشد ولى ميان آن دو يك يا چند آيه فاصله شده باشد ، مثل آن كه در سورهء يوسف ، و ماجراى مربوط به او ، آياتى از قبيل :
كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
« 3 » ،
وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ
هامش
تبليغات اسلامى ، 1372 ش ، از ص 69 تا ص 76 .
( 1 ) . آل عمران : 3 / 97 .
( 2 ) . طارق : 86 / 1 تا 3 ، « قسم به آسمان و آنچه در شب آيد ، و تو چه دانى كه آنچه در شب آيد چيست ، ستارهاى درخشان است . »
( 3 ) . يوسف : 12 / 24 ، « اينگونه [ كرديم ] تا نابكارى و ناشايستى راى از او بگردانيم ، چرا كه از بندگان اخلاص يافتهء ماست » .