« أب » همانطور كه بر پدر اطلاق مىشود ، بر غير پدر ، مانند عمو نيز اطلاق مىشود . از اين رو در مورد پدر حضرت ابراهيم ، ترديد پديد مىآيد كه آيا پدر ايشان ، آذر ، بتپرست بود يا نه . آنچه از آيهء
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً
« 1 » و آياتى ديگر « 2 » برمىآيد اين است كه « أب » حضرت ابراهيم موحّد نبوده ، امّا آيا اين أب همان پدر بود يا غير پدر و آيا پدر حضرت ابراهيم موحّد بود يا نه ؟ هيچيك از اين دو مطلب از آيات مشتمل بر عنوان « أب » استظهار نمىشود ، ليكن هر دو مطلب را مىتوان از آيهء ديگر كه واژهء « والد » در آن به كار رفته ، نه كلمهء « أب » استنباط كرد ، يعنى ؛ هم فهيمد كه آزر بتپرست ، پدر حضرت ابراهيم نبود و هم شخص ديگرى كه پدر حضرت ابراهيم بود و نام او در قرآن نيامده ، موحّد بود نه مشرك ؛ زيرا خداوند در چند مرحله ، چنين فرمود :
الف : براى پيامبر و براى مؤمنان ، سزاوار نيست براى مشركان ، هر چند از نزديكان آنها باشند ، طلب آمرزش كنند . « 3 »
ب : طلب آمرزش حضرت ابراهيم براى « أب » خود ، تنها بخاطر وعدهء تشويقى او بود و آنگاه كه كاملا روشن شد كه او ( أب ) دشمن خداوند است ، از او بيزارى جست ؛ « 4 » يعنى ، ديگر براى أب استغفار نكرد .
ج : حضرت ابراهيم عليه السّلام در دوران سالمندى و در اواخر زندگى خود در نيايش چنين گفت :
رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ
« 5 » ؛ يعنى ، پروردگار ما ، مرا و والد و والدهام را و مؤمنان را ، روزى كه حسابرسى برپا مىشود ، بيامرز . از اينجا دو مطلب ياد شده استنباط مىشود :
يكى آن كه ، آزر بتپرست ، پدر حضرت ابراهيم نبود ، زيرا آن حضرت بعد از روشن
هامش
( 1 ) . انعام : 6 / 74 ، ترجمه : « و ( يادآور ) زمانى را كه ابراهيم به پدرش آزر گفت : آيا بتان را به خدايى مىگيرى ؟ من ، تو و قومت را در گمراهى آشكار مىبينم . »
( 2 ) . مريم : 19 / 42 ، انبياء : 21 / 52 ، شعراء : 26 / 70 ، صافّات : 37 / 85 ، زخرف : 43 / 26 و توبه : 9 / 114 .
( 3 ) . توبه 9 / 113 و 114 .
( 4 ) . توبه 9 / 113 و 114 .
( 5 ) . ابراهيم : 14 / 41 .