قسم نهم : گاهى آيهاى به عنوان متن نازل مىشود و پرسشهاى فراوانى را به همراه دارد ، كه برخى از آن پرسشها ، به وسيلهء صراحت يا ظهور لفظى آيات ديگر كه به مثابهء شرح آن متن و تفصيل آن مجمل فرود مىآيد ، پاسخ مىيابد ، ولى بعضى ديگر از پرسشها از ظهور منطوق آيات بعدى استنباط نمىشود ، بلكه از راه استلزام يا ملازمه يا تلازم و مانند آن پاسخ مىيابد ، بطورى كه از مجموع مذكور و محذوف ، يا منطوق و مفهوم و مسكوت عنه ، شرح آن متن روشن مىشود .
قسم دهم : گاهى آيهاى به عنوان خطّ اصيل تعليمى و تهذيبى نازل مىشود و در هيچ آيهء ديگر به محتواى صريح آن يادآورى نمىشود و هيچ آيهء ديگرى ناظر به تفصيل ، تبيين ، تحديد ، تقييد و تخصيص متن اصلى نيست ، ليكن پيام سيّار و بليغ و فراگير همهء يا بيشتر آيات قرآن كريم ناظر به ترسيم ، تصوير ، تبيين ، تدقيق ، تعميق و تحقيق محتواى آيهء اصيل ياد شده است . اين قسم از تفسير قرآن به قرآن ، از عنوان رايج آن استظهار نمىشود . بلكه عنوان دارج و معروف بين محترفان از مفسّران ، از اين قسم منصرف است .
- نتيجهگيرى چند نكته :
با ملاحظهء اقسام ياد شده ، مىتوان چند نكته دربارهء تفسير قرآن به قرآن ، به شرح ذيل ، يادآور شد .
نكتهء اوّل : گستره و دامنهء تفسير قرآن به قرآن را نمىتوان به شكل دقيق و محدودى تعيين نمود ، چنانكه مقسّم نيز بدان اشاره كرد . گرچه مىتوان خطوطى كلّى براى آن ترسيم كرد ، اين امر از آن روست كه ، هرگونه بهرهگيرى روشمند از يك آيه يا بخشى از آن ، براى تبيين آيهاى ديگر يا بخشى از آن آيه را مىتوان مشمول اين روش تفسيرى دانست و چنين بهرهگيرى ، مىتواند به گونههاى فراوانى مانند ؛ لفظى ، معنايى ، مصداقى ، لغوى ، ملازمهاى و . . . صورت گيرد كه نمونههايى از آن را در اقسام ياد شده ملاحظه نموديد .
ناگفته پيداست كه نامحدود بودن گونههاى فراوان اين روش ، نمىتواند بهانهاى براى عدم تعيين موارد ممكن و روشن و به كار گرفته شدهء آن باشد ، چه اينكه ؛ تعيين موارد ممكن و شناخته شده ، ازيكسو بهرهمندى از اين روش تفسيرى را در حدّ خود ، براى مفسّران نوپا و نو پيدا آسان نموده و از سوى ديگر ، زمينه را براى دستيابى به گونههاى تازه و نو ،