شدن شرك و دشمنى آزر با خدا ، از وى تبرّى جست و ديگر براى او آمرزش طلب نكرد .
و مطلب ديگر آن كه براى والد و والدهء خويش در دوران پيرى استغفار كرد ، معلوم مىشود كه پدر و مادر آن حضرت شايستهء طلب آمرزش بودهاند ، يعنى ، چونان مؤمنان ديگر ، اهل ايمان بودند نه اهل شرك .
اين قسم از تفسير آيه به آيه بر اثر « پيوند معنوى » مطالب آنها با يكديگر است نه « پيوند واژهها » ، اگر چه كلمات و آيات مزبور از نظر زبان و لغت به هم نزديك است و همين نزديكى واژگان مىتواند كمكى براى برقرارى ارتباط بين آيات ياد شده باشد ، ليكن از سنخ تفسير قرآن به قرآن در محدودهء واژگان نيست . « 1 »
در اقسام باقى مانده ، فقط اصل هر قسم نقل مىگردد .
قسم ششم : گاهى آيات هم آواى تفسيرى نسبت به يكديگر نه تنها اشتراكى در واژگان آيات ندارد ، بلكه كلمات آنها نزديك به هم نيز نيست و تنها پيوند عميق مفهومى بين آنها مىتواند راهگشاى تفسير آيه به آيه باشد .
قسم هفتم : گاهى آيات هماهنگ تفسيرى نسبت به يكديگر پيوند تصوّرى يا تصديقى از جهت تحليل مبادى فهم ندارد تا به وسيلهء آيهاى معناى آيهء ديگر روشن شود ، بلكه با هم پيوند ترتيبى و تاريخى دارد ؛ مانند اين كه از انضمام آيهاى به آيهء ديگر معلوم شود كه كدام آيه قبلا نازل شده و كدام آيه بعدا فرود آمده است .
قسم هشتم : گاهى آيات منسجم تفسيرى نسبت به يكديگر پيوند مفهومى ندارد تا مبادى تصوّرى يا تصديقى يكى از آنها به وسيلهء ديگرى حلّ شود ، چنانكه در قسم هفتم به آن اشاره شد ، بلكه نضد و چينش ويژهء امور در قوس نزول از مبدأ جهان يا در قوس صعود به طرف غايت و نهايت عالم كه همان مبدأ نخست است ، از انضمام آنها به يكديگر به دست مىآيد ، يعنى ، مراتب صدور فيض از خداوند معلوم مىگردد و مراحل برچيدن نظام كيهانى در بازگشت آدم و عالم به سوى خداوند روشن مىشد .
هامش
( 1 ) . ايشان در ادامه يادآورى مىكنند كه ، قسم پنجم از تفسير قرآن به قرآن تا حدّى در تفسير « روح المعانى » از آلوسى و به گونهاى مبسوط در تفسير « الميزان » ديده مىشود . تفسير تسنيم ، ج 1 ، ص 119 .