تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح قصيده اسرار الحكمة ( فارسى ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
چو مستعد شود قابل از مزاج به طبع * ز واهب صور آيد صورت « 1 » باران
چو فعل او [ و ] قبول تو اين چنين باشد * بدين طريق كه واقف شود به استيقان

القسم الثالث فى الرياضيات

چو زين گذشت مرا با رياضى است سؤال * ز علم هيأت افلاك و نسبت الحان
مسلم است كه افلاك علويان زبراند * به حكم سير ز مريخ تا بر كيوان
چو سفليان را بس اختلاف منظر نيست * نه نيز كشف كند آفتاب را به قران
چرا نهادى افلاكشان فرود از شمس ؟ * چو نيست برهان قائم بر اين سبب به « 2 » عيان
و گر به عرض حوالت كنى محال بود * چو هست كوكب بىهيچ عرض در احيان
و گر تو گويى اولاتر اين بود از طبع * قياس كى بود اولاترين و طبع كيان
چو آفتاب ندانى كه زير مريخ است * چگونه دانى ازو بعدهاى علويان ؟
چو بعد علوى از شمس و بعد نايب ازو * از اين بر آن برسى چون زبانه بر دگان
چگونه دانى مقدار قطر دور فلك * به ميل و فرسخ و باع و اصابع و ذرعان ؟
چرا كه نصف وتر را چو كلّ باشد صوت * به حدّت و غلظ اندر چو گيردش بنيان ؟
چه طبع دارد هر پرده‌اى ز صوت بگوى * كه ميل مردم زى هر يكى است ديگر سان
ميان هشت و سه چو نسبت صناعى نيست * چرا لذيذ بوند اين دو صوت مؤتلفان ؟
هامش
( 1 ) . در اصل : و صور .
( 2 ) . اصل : بر اين نيست .
شرح قصيده اسرار الحكمة ( فارسى ) — صفحة 6 | أبو العباس فضل بن محمد اللوكري