متألّهين . قوّت قدسيهء نفس « 1 » انسان متحدّس متنبّه متقدّس متألّه ، به مثابهء كبريت ؛ « 2 » و نور واهب « 3 » الصور - بإذن ربّه - به مثابهء شعلهء آتش . نفس ناطقهء انسان متألّه چون از عالم ظلمات ، علاقهء همّت گسسته ، پيوند « 4 » اتّصال به عالم نور محكم سازد ؛ كبريت قوّت قدسيهء حدسش « 5 » از شعلهء نور عقل « 6 » فعّال درگرفته ، به مرتبهء
لمعة الجذوة « 8 » رابطهء كواكب و افلاك با واجب الوجود همانا كه مطاوى آنچه در حديث از سيّد آفرينش - صلوات اللّه و تسليماته عليه و آله - « 9 » وارد « 10 » شده كه : « و « 11 » أطّت « 12 » السماء و حقّ لها أن تأطّ « 13 » . ما فيها موضع قدم إلّا و فيه ملك راكع أو ساجد » / 42 / تنصيص « 14 » بوده باشد « 15 » بر كثرت « 16 » انوار عقليهء عقول و نفوس سماويه ؛ و چون نوع « 17 » متكثّر « 18 » الافراد بىحامل امكانات استعداديه « 19 » - كه هيولاى عالم عنصرى است - صورتپذير نيست « 20 » ، در عوالم « 21 » سماويات ، دو شخص از يك نوع در اقليم حصول و دايرهء تحقّق « 22 » نمىتواند بود ، بلكه عقول و نفوس مجرّده و نفوس « 23 » منطبعه و صور « 24 » نوعيه و هيوليات « 25 » كواكب و افلاك ،