تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جذوات و مواقيت ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩

عناصر اربعه ؛ و طبايع عنصريات و ملائكهء موكّله بر طبقات و اطوار عالم عنصرى ، و دو قوّت نفس ناطقه - اعنى قوّت عاقله و قوّت عامله - مثال « 1 » شمس و قمر . و نفس ناطقه را خسوف و كسوف عقلى نيز مىباشد : امّا خسوف : « 2 » چون حقيقتش « 3 » حيلولت جرم ارض است ميانهء شمس و قمر ، و آن نقصان قمر است ؛ چه « 4 » نور او ذاتى نيست ، بلكه مستفاد و مستعار از شمس است ؛ و اين « 5 » حيلولت منشأ « 6 » انخساف جرم ، و مانع استفاده « 7 » و استعارهء نور مىشود . پس در اين « 8 » اعتبار : انوار عقليهء عالم قدس را « آفتاب » اعتبار بايد كرد ؛ و نفس را به منزلهء « ماه » ؛ چه « 9 » استضائت نفس از اشراقات انوار مفارقهء عالم عقل است ؛ و بدن را به جاى جرم « زمين » . تعلّق ارادى نفس به بدن ، و توغّلش در مستلذّات « 10 » حسّيه و لذّات مزاجيه ، مثمر حيلولت جسد ميانهء نفس و عالم قدس ، و مانع اشراقات انوار ملكوت ، و منشأ « 11 » ظلمت و انخساف جوهر نفس مىشود . و « 12 » امّا كسوف : چون عبارت است از حيلولت « 13 » جرم ماه ميانهء مركز جليديهء بصر - كه در حكم مركز عالم است ، قياس به فلك شمس ؛ چه نصف قطر ارض آنجا قدر محسوس ندارد - و ميانهء جرم آفتاب ؛ و از اين جهت جرم آفتاب را به « 14 » هيچ وجه نقصان لازم نيايد ، بلكه او بر نور ذاتى خود باقى باشد ؛ و نقصان و خسران روزنهء حدقه و غرفهء قوّت باصره را باشد در حرمان از ضوء شعاع آفتاب . پس آستان ربوبيت را - جلّ ذكره - من باب ضرب الامثال ، آفتاب حقيقى بايد گرفت ، چنان كه گفته‌اند « 15 » : نور الانوار ، شمس عالم العقل ، و عقول عالم قدس ، و

هامش
( 1 ) . ن : مثالش .
( 2 ) . ت ، ق : + و .
( 3 ) . ت : حقيقش .
( 4 ) . ن : جو .
( 5 ) . س : آن .
( 6 ) . م : منشأ .
( 7 ) . ت ، س : استفادهء ؛ ق : استضائت .
( 8 ) . م : پس ازين .
( 9 ) . س : - چه .
( 10 ) . ت : مستلذّان .
( 11 ) . م : منشأ .
( 12 ) . پ ، ت ، س ، ق : - و .
( 13 ) . م : حيلولهء .
( 14 ) . م : - به .
( 15 ) . پ : گفته .
جذوات و مواقيت ( فارسى ) — صفحة 19 | السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )