تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جذوات و مواقيت ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣

بىاعتبار « 1 » مسبوقيت به مرتبه‌اى از مراتب سابقه ، تأصّل « 2 » حصول و اصالت تحقّق دارند به خلاف باقى مراتب اعداد كه هيچ يك بىسبق صفر يا اعتبار مرتبهء متقدّمهء عدد صورت‌پذير نيست ؛ همچنين « ا » ، « ب » ، « ج » « 3 » ، « د » ، « ه » ، « و » ، « ز » ، « ح » ، « ط » ، به حسب اعتبار « 4 » عدد اصول « 5 » ، متأصّلة التحقّق « 6 » ، أصيلة الحصول‌اند ؛ و از اعتبار مجموع عدد « آدم » به حصول مىپيوندد « 7 » ؛ و ساير حروف از اعتبار « 8 » ضرب بعضى از اينها در بعضى - بسيطة أو متكرّرة « 9 » ، و « 10 » مرّة واحدة أو مرّات شتّى - در لوح وجود صورت ارتسام مىپذيرند . بر اصحاب فطنت پوشيده نخواهد بود كه عنوان صحيفهء فضل « 11 » و ديباچهء « 12 » كتاب شرف عالم حرف آن است كه همچنانكه حقايق و هويّات و خواصّ و صفات و لوازم و عوارض ساير اجزاى نظام جملى عوالم وجود به « 13 » تركيب حروف و كلمات در دام اقتناص قوّت نظرى مىافتد ، حقيقت حرفى « 14 » و خواصّ و لوازم بسايط و مركّبات حروف نيز به همين دام خود در شكارگاه نظر و دامگاه تعبير به چنگ شرح و تصرّف « 15 » بيان مىآيد ؛ مانند طايفه‌اى « 16 » از مفهومات امور عامّه كه شامل ذات خود و فرد نفس خويش آمده‌اند ، چون : مفهوم موجود مطلق و مفهوم شىء و مفهوم كلّى و مفهوم طبيعت مرسله و ماهيت لا به شرط ؛ و مانند قاعدهء قسطاس فرديت كه در ازاحهء شكوك از خود نيز ركنى است ركين و آيتى مبين . و از اين جاست كه بعضى از افاضل اصحاب ذوق « 17 » گفته است : حرف از روى تحقيق ، عبارت از صورتى است فرو فرستاده « 18 » از آسمان قدس كه هر چه هست او پيدا مىكند و « 19 » آشكارا مىگرداند ، بلكه آنچه نيست و در دايرهء وجود در نيامده « 20 »

هامش
( 1 ) . س : بى باعتبار .
( 2 ) . پ ، م : باصل .
( 3 ) . ن : ح .
( 4 ) . س ، ن : - اعتبار .
( 5 ) . م : اصول عدد .
( 6 ) . پ : متأصلة الفحص .
( 7 ) . ق : مىنپوندد .
( 8 ) . م : اعتبارات .
( 9 ) . ن : متكثرة .
( 10 ) . ج ، ن : - و .
( 11 ) . پ و ت : فصل .
( 12 ) . پ ، ت ، ن : ديباجه .
( 13 ) . ق ، ن : - به .
( 14 ) . پ : حرف .
( 15 ) . پ : تصوف .
( 16 ) . ن : طايفه .
( 17 ) . پ ، ت ، ج ، ق ، م : الذوق .
( 18 ) . پ ، ن : فرد فرستاده .
( 19 ) . س : - و .
( 20 ) . پ : در نيامد ؛ س : درنيا .