گرفتهاند كه « 1 » به حسب قوّت استعداديهء انفعاليه ، قابليت قبول مداديّت صور كلمات غير متناهيه دارد ؛ و در كريمهء :
/ 148 / « ارض » را اقاليم و آفاق كلّ عالم وجود ، و « اقلام » را عقول فعّاله ، و « بحر » را مادّهء مستعدّهء عالم اسطقسّات ، و « سبعة ابحر » « 2 » را هيوليات هفت آسمان ، و « كلمات » را مصنوعات امر تكوينى الهى ربوبى و معلولات قوّت غير متناهية الشدّهء « 3 » فعّاليت قيّومى وجوبى . مخاطب به قول
و مأمور به امر صدور در ابداعيات و تكوينيات « 4 » سنخ جوهر ذات مجعول است به حسب مرتبهء مائيت « 5 » شارحهء اسميه ، و صادر مجعول حاصل بالفعل مرتسم به نفس رحمانى ، همان نفس حقيقت به حسب مرتبهء مائيت « 6 » حقيقيه ؛ بنا بر آنكه در راه كعبهء تحقيق « 7 » به موضع احرام ميقات برهان رسيده است كه جوهريات ماهيت « 8 » به حسب مرتبتين مائيت « 9 » اسميه و مائيت حقيقيه ، مختلف نمىباشد ؛ و فارق بين المرتبتين ، وراى تقدير و تخمين « 10 » - در مرتبه مائيت اسميه - و فعليت و تحقيق - در مرتبهء مائيت حقيقيه - نيست / 149 / و در نفس رحمانى مطلقا ايجاد و وجود و « 11 » موجوديت متّحدند بالذات و متغايرند بالاعتبار ؛ و همچنين ايجاب و وجوب و واجبيت ؛ و « 12 » همچنين مقولهء فعل و « 13 » مقولهء انفعال و مقولهء حركت . چنانچه در كتاب تقويم الإيمان تحقيق « 14 » و در كتاب سبع شداد استيفاى حقّ فحص « 15 » كردهايم ، نفس رحمانى - كه مطلق امر « 16 » ايجادى است - منبعث است از محض علم تامّ محيط « 17 » به خيريت ذات مجعول و به « 18 » لابدّيت « 19 » از ايجاد او در