الجذوة العاشرة حقيقت عدد و مراتب و ويژگيهاى آن
در علم ارثماطيقى ، مقرّر آمده « 1 » ، و نيقوماخس « 2 » و فيثاغورس و افلاطون الهى - كه « 3 » معلّم فنّ « 4 » و متمّم صناعت و امام حكمتاند - در دايرهء تقرير آوردهاند كه : واحد و وحدت عددى « 5 » از آن جهت كه مبدأ عدد است - چه حقيقت عدد نيست الّا متألّف از وحدات - از جملهء انواع عدد نيست « 6 » و از آن « 7 » حيثيت كه در شمار مىآيد و عدّ « 8 » انواع عدد - باسرها - مىكند ، داخل عددش مىگيرند . پس از حيثيتى اثنين و اثنويت « 9 » را اوّل مراتب عدد و « 10 » زوج بسيط اوّل ، اعتبار بايد كرد ؛ و از جهتى اطلاق اوّل عدد و « 11 » فرد بسيط اوّل بر واحد لازم بايد شمرد ؛ و حاشيتين را در حكم مشهور كه : « العدد نصف مجموع حاشيتيه « 12 » المتساويتى « 13 » الدرجة عن جنبتيه « 14 » » اعمّ از صحيح و كسر بايد گرفت . و بعضى از فيثاغورسيّين « 15 » و فيثاغورس نيز در بعضى از اقاويل خود « 16 » اثنين را زوج بلكه عدد نشمردهاند « 17 » ، و ثلاثه را اوّل افراد بلكه اوّل اعداد گرفتهاند « 18 » ، و اربعه را اوّل ازواج ؛ و بنا بر اين اختلاف ، نكاح « 19 » سارى در جميع ذرارى « 20 » را اكثر در اثنين اعتبار كردهاند كه توليد ولايد « 21 » وجود از « 22 » ازدواج قوّت فاعليت فاعل و قوّت قابليت منفعل « 23 » ، صورت حصول مىپذيرد « 24 » ؛ و بعضى در ثلاثه كه قوّت فاعله و