است . و آنچه گروهى از اهل علم گفتهاند : « اسامى عين « 1 » مسمّيات است » به همين معنى تصحيح مىتواند يافت . و از اين جاست « 2 » كه اسم را حظّى « 3 » از مسمّا ، و مسمّا را حظّى از اسم هست ؛ و تعظيم ذات مبدأ « 4 » ، استيجاب توقير اسم است ؛ و اين « 5 » يكى از وجوه تفسير كريمهء :
/ 82 / است . و بنا بر اين است كه تصريح « 6 » به ذكر مطالب و حاجات ، و توسّل به اسماى حسنى و آيات مكرّمهء كتاب كريم الهى و ادعيهء مأثورهء اصحاب وحى و عصمت ، و مواظبت عدد خاصّ ، و مراعات وفق مخصوص كه در احاديث اوراد « 7 » و اذكار و دعوات « 8 » و عوذات « 9 » و احراز و تعويذات « 10 » متكرّر الورود است ، در ابواب اجابات و استجابات مدخل عظيم دارد ، و من ذى قبل در بيان تطابق عوالم حقيقت لمّيت « 11 » آن معلوم خواهد شد ، ان شاء اللّه العزيز « 12 » . و چون در جذوهء سابقه دانسته آمد كه « جواز » عاشق وجوب ، « 13 » و « امكان ذاتى » عاشق وجوب بالذات « 14 » ، و هر جايز الذات ممكن الوجود عاشق ذات قيّوم واجب الوجود بالذات است ؛ و در عقل اوّل و عقل مستفاد انسان متألّه متقدّس ، اين عشق بر نصاب كامل است - چه تماميت مرتبهء عشق به مقدار اتميت ادراك كمال ذات معشوق مىباشد - و نيز طباع كثرت ، عاشق وحدت عددى است ؛ و هيچ مرتبهاى از مراتب كثرت و نوعى از انواع عدد ، بىمعروضيت اعتبار وحدت موجود نمىتواند بود ؛ و « وحدت عددى » عاشق وحدت حقّهء قائم به ذات ، و ظلّ ذات قيّومى « 15 » واحد حقّ من جميع الوجوه « 16 » است .