در وجود ذهنى آنچه بالذات و على الحقيقة ، در ذهن موجود مىشود ، همان صورت ذهنيهء منطبعه است كه معلوم بالذات و صورت علمى موجود خارجى اوست ؛ و هويّت خارجيه « 1 » - كه صاحب صورت است - معلوم بالعرض ، و موجود ذهنى على سبيل المجاز « 2 » است . و « 3 » در وجود كتبى و لفظى نيز موجود خارجى بالذات ، همين حروف و الفاظ و نقوش و ارقام است كه صورت لفظى و هويّت اسمى آن ذات مقصود است ؛ و مسمّا و موضوع له « 4 » و مقصود و مدلول - كه ذو الصورة است « 5 » - بحسب ذلك ، وجود خارجى بالعرض دارد ؛ و علاقهء ارتباط ميانهء صورت و ذى صورت « 6 » در وجود لفظى و رقمى - از اين جهت كه هر دو متّحدند در نحو وجود خارجى - بيشتر است از علاقهء صورت و ذى صورت در وجود ظلّى كه آنجا صورت منطبع در لوح ذهن و صاحب صورت موجود در خارج است ، اگر چه « 7 » آنجا از حيثيت اتّحاد حقيقت و اشتراك ماهيت ، علاقه قوىّ و متأكّد است . و آنكه هر دو شريك ما - و من فى طبقتهما « 8 » - گفتهاند : « وضع الفاظ به ازاى صور ذهنيه است ، نه حقايق خارجيه » از صور ذهنيه ، حقايق معلومه خواستهاند ؛ و از حقايق خارجيه ، ذوات به اعتبار خصوص وجود خارجى . و آنان كه به وضع از براى حقايق خارجيه قائل شدهاند ، مراد ايشان جواهر حقايق متمثّلهء در ذهن است ، بما هى هى لا باعتبار خصوص أحد الوجودين . پس از « خارجيت » خروج از اعتبار خصوصيت تمثّل « 9 » ذهنى خواسته باشند ؛ چه اسم به ازاى جوهر حقيقت مسمّاست ، و علاقهء اتّحاد « 10 » ميانهء ايشان « 11 » از اين حيثيت اكيد
جذوات و مواقيت ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
ص٦٨
هامش
( 1 ) . م : خارجية .
( 2 ) . پ : المجازاتست ؛ س : المجازات است .
( 3 ) . پ : - و .
( 4 ) . ق : موضوع .
( 5 ) . پ ، ت : ذو الصورتست ؛ س ، ق ، م : ذو الصورت است .
( 6 ) . ن : ذى الصوره .
( 7 ) . ن : + از .
( 8 ) . ق ، م : طبقهما .
( 9 ) . پ : تمثيل .
( 10 ) . پ : آحاد .
( 11 ) . س : ايسان .